2 گفتار دراز ميان رفتن دين پيشين با رسيدن دين پسين است ( النسخ )
فصل ناسازگارى ما در اينباره كه پيش همه كس آشكار است ، با يهوديان است ، و آنان سه گروه مىباشند :
گروه اول : از ايشان مىگويند ، از ميان رفتن دين ، به حكم عقل روا نمىباشد .
گروه دوم : مىگويند ، خرد از آن جلوگيرى نمىكند ، اما آنچه از شرع رسيده از آن جلوگيرى مىكند ؛ زيرا موسى - بر او درود بادا - مىگويد دين من هميشگى است ، و از ميان رفتنى نيست .
گروه سوم : از ميان رفتن دين را به حكم عقل و شرع ، هردو روا مىدانند ؛ اما از درست بودن پيمبرى ، پيمبر ما مسلمانان - بر او و خاندانش درود بادا - جلوگيرى مىكنند . و ما پس از آن كه معنى راستين كلمه « نسخ » را آشكار كنيم ، و آنچه مفهوم آنرا شناسا كند ، بياوريم ، دربارهء درست بودنش سخن خواهيم گفت .
بدان : اندازهء شناساندن خود ( نسخ ) اين است ، كه بگوئيم : هر نشانى از پيمبرى آشكار گردد ، و برساند كه نمونه و مانند كارهائى كه برابر با گفتار آشكار پيمبر نخست ، به آن فرمان داده شده است و آن فرمانها پاى برجا شده است ، ازين پس نيست مىگردد ، و نيست شدنش بر اين روى است كه اگر اين نشان كنونى ، آشكار نمىشد ، آن فرمانها با اين كه ديرى پاييده بوده است ، ازين پس نيز پاى برجا مىماند .