تكليف براى مردم هست ، او از ميان نخواهد برد ؛ و اين به مانند تكليف كردن پيمبر به كارهاى ديگر كه دانسته شده باشد آنرا انجام نمىدهد ، نيست ؛ زيرا آنچه از فرمان دادنش به كارهاى ديگر خواسته شده است ، دسترس گذاشتن كارهاى سودمند به انجام دادن تكاليف اصلى خود او است ، كه اگر آن را انجام ندهد از سوى خودش آن زيان را به خود رسانده است .
اما آنچه از تكليف شدن او به پيمبرى ، خواسته شده است ، سودى است كه بايد ، به كسان ديگرى جز خود او برسد ؛ و چنانچه سودى از آن هم به خود پيمبر بازگشت كند ، پيرو سودى است كه ديگران از پيمبرى او مىبرند ؛ و روا نيست او آن سود را به مردم نرساند ، و با اين كه سود رساندن پيام ، براى ديگران است ، روا نيست او پيام را نرساند ؛ زيرا نرساندن پيام ، به از ميان بردن نارسائىهائى كه آنان براى انجام دادن تكليف دارند ، زيان مىرساند .
اما پوشيدهكارى كسانى كه در اينباره با ما ناسازگارى دارند ، و به آياتى از قرآن تكيه مىكنند ، همهء آن پوشيدهكارىها ، در كتاب تنزيه تا پايان روشن گرديده است ، و در اين جا نمىتوان آن سخنان را آورد .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 706
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٧٠٦