تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مترجم 69

مساهمون:

صمقدمهء مترجم ٦٩
نسبت به اشياء مىدانند ، اما خواجه نصير در مورد ادراك انسان معتقد به صورت ذهنى مىباشد . 3 - گروه ديگر به عكس آن دو نفر ، ادراك حسى را به علم بازگشت مىدهند ، و مىگويند ، چون محسوسات جزئى مندرج در مفاهيم و صور ادراكى كلى محسوسات مىباشند ، پس جزئيات محسوس ، به توسط محسوسات كلى درك مىشوند . 4 - پارهء ديگر از دانشمندان برآنند ، كه ادراك به توسط صور ادراكى جزئى از محسوسات خارجى ، براى خداوند مىباشد ، بدون اين كه اين صور حسى ، از راه تأثر عضو ، و تحريك خارجى پديد آمده باشند ، اما در صراحت و وضوح به مانند حضور خود محسوس خارجى مىباشند . 5 - عقيدهء ديگر از آن گروه مشبهه و مجسمه است ، كه خداوند را داراى عضو و آلت ادراكى مىدانند ، و بر آنند كه مانند جانداران با تأثر عضو ادراك‌كننده برايش پديد مىآيد « 1 » .

ششم - صفت كلام

يكى از صفاتى كه در قرآن از آن ياد شده ، سخن‌گو بودن خداوند است ؛ از جمله در سورهء توبه آمده است :
« وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ »
و مقصود از آن قرآن است . در بسيارى از جاهاى ديگر قرآن سخن گفتن به خداوند نسبت داده شده است ، از جمله آيهء 254 سورهء بقره است كه مىفرمايد :
« تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ »
پاره‌اى از پيمبران كسانى هستند ، كه خداوند با آنان سخن گفته است و در جاى ديگر آمده است :
« وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً »
خداوند با موسى نوعى سخن گفت . كلم در لغت به معنى زخم زدن و وارد كردن آفت است ، و تكليم از تفعيل ادا كردن الفاظى است ، كه مؤثر در فهم و درك چيزى يا تغيير دادن پاره‌اى از حالات روحى شنونده باشد . و در مورد خداوند به روش شيخ طوسى و ديگر هم‌مسلكانش ، پديد آوردن لفظهائى است كه معانى و مفاهيم تازه‌اى با آن بر پيمبران القا گردد .

جنبه‌هاى مورد بحث [ در كلام الهي ] :

در مورد سخن گفتن خداوند ، ميان گروههاى مسلمان در چند چيز گفتگو شده است :
هامش
( 1 ) شرح باب عشر ص 18 و كشف المراد ص 178 و شرح مواقف ص 600 .