را از هم به درد .
و اين كه گفتيم ؛ ناگزير بايد ، روش هميشگى آن كار را از هم بهدرد ، براى اين است كه اگر چنين نباشد ، دانسته نمىشود ، كه خداوند با انجام دادن آن كار ، راستگو بودن آن كسى را كه ادعاى پيمبرى مىكند ، نشان مىدهد ، و چنين نيست كه كارى را به روش هميشگى كارهاى خود انجام داده باشد .
آيا نمىبينى ، سر زدن آفتاب از خاور را ، براى راستگو بودن كسى كه راست مىگويد نمىتوان دليل آورد ، اما سر برآوردن آفتاب ، از باختر را مىتوان دليل آورد ؛ زيرا روش هميشگى كار را از هم مىدراند . و پى بردن به اين كه آن كار ، روش هميشگى كار را از هم درانده است ، از بازگشت كردن ، به روش هميشگى آن كار حاصل مىشود ؛ زيرا آن روش ، پيش خردمندان پيوسته ، و پابرجا مىباشد ؛ و از راه ديدن و شنيدن آن را دانستهاند . پس هرگاه آن كار اين روش را درهم شكند ، راستگو بودنش بر هيچ كس پوشيده نخواهد ماند ؛ آيا نمىبينى هيچكس در اين كه آفتاب از خاور سر مىزند شك نمىكند ، و هيچكس فرزندى را نمىشناسد ، كه بدون برخورد كردن مردى با زنى زاده شده باشد .
پس هرگاه مردم ببينند ، آفتاب از باختر سر مىزند يا آفريده شدن زندهاى را بدون نر و ماده بنگرند ، خواهند دانست ، اين كار روش هميشگى جهانى را از هم دريده است ؛ پس ناگزير ، بايد يك روش هميشگى جهانى پابرجا باشد ، و هركارى بر روش ويژهاى بگذرد ، تا هرگاه چيزى پديد آيد كه آن روش هميشگى را در هم بشكند ، بتوان درهمشكنندگى اين كار نو را شناخت و براى همين است كه آغاز - شدن روشى را گذران هميشگى و پيوسته براى كار نمىدانند .
و بنابر همين سخن مىگوئيم : اگر خداوند برتر از همه ، آفرينش كسانى را آغاز كند ، و شناختن شريعتها برايشان نيكو باشد ، و آنان كه تازه آفريده شدهاند ، گذران و روش هميشگى كارها را نشناخته باشند ، تا هنگامى كه روش گذران جهانى كارها را آزمايش نكرده باشند ، تكليف كردن آنان از سوى خداوند خوب نيست ؛ و پس از آن كه آنان روش گذران هميشگى كارها را آزمايش كردند و
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 692
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٩٢