تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
دانسته شوند ، و نيز نمىبايست دانسته شود ، كداميك از كارهائى كه به حكم شرع بايد انجام گردند ، به آن مىخواند ؛ بلكه همين بس است ، كه دانسته شود ، خداوند برتر از همه چيز اين كارهاى شرعى را واجب نگردانيده است ، مگر براى روئى از نيكو بودنى كه در آن هست ، چه نيكو بودنش براى اين باشد ، كه به كار ديگرى كه بايد انجام گردد ، بخواند ، يا از كار بدى روگردان كند ، هرچند يكايك آن خوبىها جدا از هم در آن كار دانسته نشده باشند . براى شناختن پيمبر هيچ راهى به جز معجز نمودن نيست . معجز بنابر آنچه مسلمانان مىشناسند انجام دادن كارى است كه راست‌گو بودن كسى را كه آن كار به دستش آشكار مىگردد برساند و ويژه همين باشد ، و آنچه از اين كلمه خواسته شده ، آن معنى نيست كه از زبان عرب ، برمىآيد ؛ زيرا آنچه از زبان فراهم مىشود ، معجز به كسى مىگويند ، كه ديگرى را ناتوان گرداند ، مانند توانا گردانيدن . و موجود بلاآغاز برتر از همه چيز ، به اين ويژگى دارد ، كه بتواند ديگرى را ناتوان ، و يا توانا گرداند . و آنچه در اين جا بدان بايد نگريست ، همان معنى است كه مردم مردم مسلمان از آن مىشناسند . نه مردم زبان‌دان . كارى كه معجز است ، با چند شرط ، همان را كه ما گفتيم مىرساند : اول : بايد كار خداوند برتر از همه چيز ، باشد . دوم : كارى كه براى اعجاز از كسى سر مىزند بايد شكنندهء روش هميشگى باشد ، كه به او ويژگى دارد . سوم : نمونه‌اى از نوع آن كار يا نمونهء گونهء ويژه‌اى از نوع آن كار ، براى آفريدگان انجام ندادنى باشد . چهارم : انجام شدن كارى كه آن را گواه بر راست‌گو بودن خود مىگيرد ، اين ويژگى را داشته باشد كه براى نشان دادن راست‌گو بودن او انجام يافته باشد . پس اين كه گفتيم ، بايد كار خداوند برتر از همه باشد ، و آنچنان‌كه بزرگان گفته‌اند ، ما نگفتيم ، از همان راه‌كارهاى خداوند باشد ، براى اين است ، كه هركس