زيرا نگريستن به چيزى كه با خرد سازگار نباشد ، بد است .
اين گفتارشان نادرست است ؛ زيرا مىگوئيم ، شرع چيزى نمىآورد مگر آن كه با عقل سازگار باشد جز آن كه هرچه با عقل دانستنى باشد ، دو گونه است :
يكى آن كه همهاش گشوده و جدا جدا از هم ، با خرد دانسته مىشود ، و نيازى به برانگيخته شدن پيمبران ندارد ؛ و ديگرى آن است كه عقل به هم آميخته ، و روى هم آن را مىنماياند ، و شرع همان را گشوده و جدا از هم آشكار مىكند . پس برانگيخته شدن پيمبران براى همين خوب است و اين سخن را از آن رو گفتيم كه عقل از راه به هم پيچيدگى و روى هم ، چيزها را مىنماياند .
بالاتر از آن ، هركارى به انجام دادن كارى كه بايد انجام گردد ، ما را بخواند ، يا از سر زدن كار بد ، روىگردان كند ، بايد آن كار انجام داده شود ، و هركارى به انجام دادن كار بد ، بكشاند ، و از آنچه بايد كرد ، روگردان كند ، آن كار بد است .
سپس كارهائى كه بدين گونهاند ، جدا از هم شناخته نمىشوند ، و هرگاه از پيمبران سخنى بشنويم كه در اين جا كارى هست ، و آن به انجام دادن آنچه بايد كرد ما را مىرساند ، خواهيم دانست ، كه همان را جداگانه بايد انجام بدهيم ، و همچنين هرگاه بگويد ، اين يك كارى است كه انجام دادن همين كار ، از انجام دادن كار بد ، روگردان مىكند ، همان را خواهيم شناخت ؛ زيرا اگر عقل آن كار را براى ما از كارهاى ديگر ، جدا مىكرد ، ما آن را شناخته بوديم ؛ و بنابراين عقل با آنچه از شرع شنيده مىشود ، ناسازگار نيست .
و كجا مىشود چيزى را كه عقل نمىپذيرد ، شرع آن را ثابت كند ، يا آنچه را عقل ثابت مىكند ، شرع از ميان ببرد ، و كار به جز اين است ؛ و آشكار كردن شرع كارها را به مانند اين است ، كه گذشتن هميشگى كارها و آزمايشها ، اين چيزها را آشكار كند ؛ زيرا ما از راه عقل پيچيده و رويهمرفته مىدانيم زيانها را بايد از خود ، پيشگيرى كرد ، و مىدانيم ستمگرى بد است ، اما براى اين كه بدانيم كدام كار ، زيانآور است ، به گذشت هميشگى كارها و آزمايشها ، يا شنيدن آگهىها بازگشت مىكنيم . و بازگشت كردن به اينها ، با عقل ناسازگار نيست . و بازگشت كردن
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 688
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٨٨