با او نباشد .
و نيز برانگيخته شدن پيمبرى كه بياگاهاند ، شكنجه شدن گنهكاران پايان خواهد يافت خوب است ؛ زيرا عقل روا مىداند كه از گناهان آنان در گذشته شود ؛ پس پى بردن به اين كه در گذشته خواهد شد ، از شرع بدست مىآيد .
و نيز خوب است پيمبرانى برانگيخته شوند ، تا زهرهاى كشنده ، و خوردنىها را به ما بشناسانند ، هرچند ، برانگيخته شدن آنان براى اين كار ضرورى نيست ؛ زيرا از راه آزمايش و رويدادهاى هميشگى مىتوان آن را بدست آورد .
و نيز خوب است ، خداوند پيمبرى را برانگيزاند ، تا زبانها را به ما بشناساند .
و كسى كه مىگويد ، ريشهء زبانها سازش كردن مردم با يكديگر است ، مىتواند بگويد ، پس از آن كه مردم بر آن سازش كرده باشند ، مىشود خداوند پيمبرى را برانگيزاند ، كه ما را از زبان ديگرى آگاه گرداند ، اگرچه آن هم ضرورى نيست .
و روا نيست خوبى برانگيخته شدن پيمبران براى پاداشى باشد ، كه از پى بردن به پيمبرى آنان به دست مىآيد ؛ زيرا هيچ كارى را نمىتوان گفت بايد انجام داده شود ، جز براى دليلى كه تصورشدنى باشد ، و كارى كه دليلى براى واجب بودن خودش نباشد ، پاداشى بر انجام دادنش سزاوار نمىشوند .
اما سخن كسى كه مىگويد ، پيمبر شدن ، براى اين است كه پيمبران ، سزاوار آن مىباشند و چون سزاوار آن هستند خوب است برانگيخته شوند . اين سخن نادرست است ؛ زيرا پاداشى كه براى انجام دادن كارها داده مىشود ، جز سودى بىآميغ كه از راه بزرگ كردن كسى به او مىرسد ، چيزى ديگر نيست . و فرمان داده شدن به پيمبرى دشوارىهاى بزرگى دارد ؛ پس چگونه مىشود ، با انجام دادن فرمانبردارىها سزاوار آن گردند .
اما سخن براهمه ، كه مىگويند : پيمبر - بر او درود بادا - از اين بيرون نيست :
يا سخنى كه مىآورد ، با آنچه عقل پى مىبرد ، سازگار است ، و يا ناسازگار با عقل است ، اگر سخنى بياورد كه سازگار با عقل باشد ، آنچه عقل بدان پى مىبرد ، همان بس است ؛ و چنانچه شرع ، سخنى بياورد كه با عقل سازگار نباشد ، بدان نبايد نگريست ؛
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 687
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٨٧