1 « گفتار در پيمبرى است »
فصل
پيمبر را - بر او و خاندانش درود بادا - شايد براى يكى از دو چيز « نبى » گفته باشند ؛ زيرا اگر با همزه باشد از كلمهء « انباء » و به معنى آگاه گردانيدن است و اگر ياء با تشديد و بدون همزه باشد ، از كلمهء « نباوه » شكافته شده است ، كه بلندى باشد ، و براى او بلندپايگى ، والائى و در جاى بالا بودن را مىرساند .
پس اگر از اين كلمه و الا پايگى را آهنگ كنند ، جز بدون همزه آن را نمىتوان گفت . و بنابراين نبايد به هركس بلندپايه باشد « نبى » گفت ؛ زيرا هرچند شكافته شدن اين كلمه از نباوه همين را فراهم مىكند ، اما برابر با آنچه مردم از آن مىشناسند ، اين كلمه به كسى ويژگى يافته است ، كه براى بپاخاستن به كوشش كردن و پروا داشتن يكى از مردم در رساندن پيام خداوند ، اين والائى را يافته باشد ؛ و براى همين است ، كه فرشتگان را پيمبر نمىگويند ، هرچند ميان آنان فرشتگانى باشند كه از سوى خداوند برتر از همه چيز فرستاده شده و از او پيامى برسانند .
پس هرگاه پيمبر بگوئيم ، او يكى از مردم است ، كه با ميانجى نبودن انسان ديگر از سوى خداوند برتر از همه چيز پيامى را برساند .
و نيز مىتوان او را « نبيئى » با همزه گفت ، و از آن آگهى آوردن را در نظر