هر سرائى را هنگامى سراى مسلمانى مىگوئيم ، كه مردم آنجا به يگانگى خداوند ، و پيمبر مسلمانان آشكار گواهى بدهند ؛ و كسى نتواند در آنجا ماندگار شود ، به جز آن كه اين دو گواهى را آشكار به زبان آورد ، يا زنهارى كسانى باشد كه به اين دو چيز ، آشكار گواهى مىدهند ، و يا همپيمان آنان باشند ، و كسانى را كه در آنجا ماندگار هستند از آشكار كردن هرگونه كردار و رفتار كفرآميز گرفت و گير باشد ؛ و روشهاى گوناگونى كه ميان مردم سراى موجود است ، و با هم در آن روشها ، رو در رو مىشوند ، و با هم به گفت و شنيد و ستيزه مىايستند با آنچه گفتيم به شمار نمىآيد ، بلكه بايد به چيزى نگريست ، كه ما گفتيم .
سراى كافر بودن ، به همين گونه است ، و آن هنگامى است ، كه گونهاى از گونههاى گفتار و رفتار كفرآميز در آنجا آشكار باشد و نتوان در آنجا ماندگار شد ، جز آن كه آن گفتار و كردار را از خود آشكار كنند ، يا در زنهار كسانى باشند ، كه گفتار و رفتار كافران را از خود آشكار مىكنند ، و يا همپيمان با آنان باشند .
دليل بر درستى اين سخن آن است ، كه شهر مكه پيش از پيروزى مسلمانان ، بر آنجا ، سراى كفر بود ، و شهر مدينه به ناچار ، سراى مسلمانى بود ، و هيچ روئى يافت نمىشد كه يكى از ديگرى جدا شناخته شود ، مگر به همان چگونگىهائى كه ما گفتيم .
آيا نمىبينى هركس آن زمان در شهر مكه ماندگار بود ، نمىتوانست آنجا بماند ، جز آن كه گفتار و رفتار كفرآميز از خود نشان بدهد ، يا در زنهار آنان ، يا هم - پيمان با آنان باشد ، و شهر مدينه پس از رفتن و ماندگار شدن مسلمانان ، در آنجا به همين گونه بود ؛ و كسى نمىتوانست آنجا بماند ، مگر به يگانگى خداوند و پيمبر مسلمانان گواهى بدهد ، يا در زنهار و يا همپيمان كسانى باشد ، كه اين دو گواهى را آشكار ، بر زبان آورند ؛ و به بسيارى و كمى مردمى كه بر اين گونه باشند ، نبايد نگريست ؛ زيرا ما نمىدانيم ، در آغاز زمان رفتن مسلمانان به شهر مدينه ، آنجا چگونه بوده است ، و آيا مسلمانان در آن هنگام بسيار ، و يا كم بودهاند .
و بنابر آنچه گفتيم ، مىشود سرائى يافت شود ، كه نه سراى كفر ، و نه سراى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 679
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٧٩