اسلام افزوده شود ، خود آن مردم را كافر مىگوئيم ، اما اگر بر آن گونه كه گذشت ، براى آشكار گواهى دادن به يگانگى خداوند و پيمبرى مسلمانى ، گرفتوگيرى نباشد ، آن سراى از اين كه سراى مسلمانى باشد بيرون نمىرود .
و مىشود ، براى گنهكارى هم ، سرائى نهاد ، و آن هنگامى است ، كه نتوان در جائى ماندگار شد ، جز آن كه گونهاى از گنهكارى را آشكار انجام داد ، چه آن گناه باور داشتن سخنى باشد ، يا انجام دادن كارى از كارهاى اندامها باشد .
پس اگر بگويند : به گنهكاران رفتارى وابستگى ندارد ، كه به جز رفتار با مسلمانان باشد .
خواهيم گفت : اين سخن درست نيست ؛ زيرا با گنهكار هم رفتارهاى ويژهاى بايد كرد ، و آن اين است كه پيش ما گواهى دادن گنهكار ، پذيرفته نيست ، و از نماز خواندن پشت سر او جلوگيرى شده است ، و زكات واجب را به او نمىتوان داد ؛ و همهء اينها رفتارهائى است كه به حكم شرع با گنهكار انجام مىشود ، پس مىشود ، براى گنهكارى هم سراى ويژهاى موجود باشد .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 681
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٨١