مسلمانى باشد ؛ زيرا هرگاه در شهرى گروندگان به مسلمانى ، و كافران در آشكار كردن روش خود يكسان و برابر باشند ، و هيچ يك از اين دو گروه ، در زنهار ديگرى ، يا همپيمان ديگرى نباشد ، و با هم آميخته شده باشند ، و هيچ يك آنان ، به پارهاى از آن سرزمين ويژگى نداشته باشد ، در اين هنگام ، نه آنجا را مىتوان سراى مسلمانى دانست ، و نه آن كه سراى كافر بودن ناميد .
اما اگر سرائى باشد ، كه در آنجا گونهاى از روشهاى كفرآميز مانند پابند بودن به جبر ، يا مانند كردن خداوند ، بر چيزهاى ديگر ، آشكار باشد ، و براى كسانى كه ماندگار در آنجا هستند ، و اين سخنان را آشكار مىگويند ، گرفت ديگرى نباشد ، و به يگانگى خداوند و پيمبرى مسلمانى آشكار گواهى بدهند ، از سراى مسلمانى بيرون نمىرود .
پس اگر بينديشيم ، كسانى كه ماندگار در آنجايند ، براى آشكار كردن گواهى دادن به يگانگى خداوند ، و پيمبرى اسلام در گرفت و گير باشند ، و نتوانند آنجا بمانند ، مگر به مانند آنان باشند . بايد بگوئيم ، آنجا سراى كافر بودن است .
و اين كه گفتيم ، اگر مردم ماندگار در سرائى پابند بودن به جبر و مانند كردن خداوند به چيزهاى ديگر را از خود آشكار كنند ، و براى اين سخنانى كه مىگويند در گرفتوگير نباشند ، آن سراى ، سراى مسلمانى است ، گفتن اين سخن براى اين است ، كه هرگاه مردم سرزمينى گرويدن به مسلمانى را از خود آشكار كنند ، و با اين همه باور كردن جبر و مانند كردن خداوند به چيزهاى ديگر را هم روا بدانند ، گروه مسلمانان همان رفتارى را كه بايد با مسلمانان كرد ، به آنان وابستگى مىدهند . به مانند اين كه هرگاه در جائى گرويدن به مسلمانى و روشهاى پيروان دين درست ، در آنجا آشكار باشد گروه مسلمانان آنجا را سراى مسلمانى مىگويند هرچند روا مىدارند آن گروه ، در درون خود كافر باشند و دوروئى كنند و به دروغ از خود مسلمانى آشكار سازند .
پس هرگاه ، گونهاى از چيزهاى كفرآميز كه پابند بودن به جبر و مانند كردن خداوند به چيزهاى ديگر است ، به گواهى آشكار دادن بر يگانگى خداوند ، و پيمبرى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 680
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٨٠