كند ؛ زيرا نمىتوان زيانى را از خود پيشگيرى كرد ، و آن را به ديگرى فرود آورد ؛ براى اين كه ترس از شكنجههائى كه از كشتن ديگران ، سزاوار مىگردد ، او را از ناچار بودن به آن كار ، بيرون مىبرد .
اما هرگاه كسى را به ناخواه ، بر خوردن دارائى ديگرى از راه ستمگرى وادارند ، خرد ميان او با كسى كه ديگرى را بكشد ، يا اندام او را ببرد ، جدائى نمىبيند ؛ چيزى كه هست از شنيدنىهاى شرعى ، دانستهايم كه هرگاه انسان ، آن كارها را به ناچارى انجام دهد ، و از جان بترسد ، مىتواند خوراك ، ديگرى را با آن كه روا نداشته باشد ، بخورد ؛ و بنابراين به ناخواه وادار شدن به آن ، در روا بودنش ، بايد اثر داشته باشد .
و براى همين است كه فقها مىگويند ، كسى كه سوار بر كشتى مىشود ، اگر بر جان خود يا ديگران از فرورفتن زير آب بترسد ، مىتواند ، بارهائى را كه در كشتى است ، در آب افكند ، و جانها را برهاند ؛ و اين كار از ستمگرى بيرون است ؛ زيرا خداوند برتر از همه چيز ، چون آن را روا داشته است ، تاوانش را به عهده گرفته است .
اما پرستشهائى كه به فرمان شرع ، بايد انجام داده شوند ، مانند نماز و روزه و حج و زكات هيچ گفتگوئى در اين نيست ، كه هرگاه كسى به ناخواه وادار شود ، رواست از انجام دادنش ، دست باز دارد ؛ و بهانهاش براى انجام ندادن آن كارها پذيرفته است .
اما دربارهء كشته شدن برابر با كشتن ديگرى كه به ناخواه و ناچار سر زده است ، روش ما اين است ، كه خود كشنده را بايد به جايش كشت ، نه كسى را كه به كشتن وادار كرده است .
و ميان مردم كسانى هستند كه مىگويند ، آن كس كه ديگرى را به كشتن وادار كرده بايد كشته شود ، نه كسى كه به كشتن وادار گرديده است . و گروهى گفتهاند هردو را بايد بكشند . و پارهاى برآنند كه كشتن از كار مىافتد ، و بايد خونبها داده شود و هيچ گفتگوئى در اين نيست كه خونبها را كسى بايد بدهد كه ديگرى را
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 674
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٧٤