به اين كه خداوند بداند ، بهر گونه باشد ، چه او كفر بگويد يا نگويد ، او را خواهند كشت و يا خداوند بداند ، آن كس كه به گفتن كفر وادار گرديده ، آنچه را گمان برده است كه اگر كفر نگويد ، او را خواهند كشت ، چنان نخواهد شد ، و اگر هم كفر نگويد ، او را نخواهند كشت .
اين سخنانى را كه آورديم ، همان گفتار سيد مرتضى ، در كتاب ذخيره است و با اين گفتارش همان سخن گروهى از ياران ما را ، كه او - خدايش بيامرزاد - از آن جلوگيرى كرده است ، بايد بپذيرد ؛ زيرا آنان گفتند : ( حضرت ) حسين - بر او درود بادا - با اين كه مىدانست كشته خواهد شد ، خداوند از او خواست از راه فرمانبردارى كارزار كند و بر كشته شدن بردبارى ، نمايد . اما سيد مرتضى - خدايش بيامرزاد ، - مىگويد ، با آگاهى داشتن از كشته شدن ، فرمان دادن به كارزار ، روا نمىباشد ، زيرا فرمان دادن به بردبارى كردن بر كار بد ، روا نيست ، و كشته شدنش - درود بر او بادا - بدون گفتگو ، كار بدى بود ؛ پس چگونه مىشود ، به بردبارى كردن بر آن ، فرمان داده شود . و از اين روى ، سيد مرتضى بايد همان سخنى را كه از آن جلوگيرى كرد ، بپذيرد .
اما بنابر آنچه در اين جا ما آورديم ، مىتوان گفت ، خداوند برتر از همه چيز ، او را به بردبارى كردن ، بر كارزار ، فرمان داده است ، نه بر كشته شدن . و خداوند ، او را از كشته شدن آگاه گردانيده بود ؛ زيرا او مىدانست ، به هرگونه باشد ، اگر كارزار هم نكند كشته خواهد شد ؛ پس خداوند برتر از همه چيز خواست ، چون كشته خواهد شد ، به فزونىهاى كارزار كردن ، و فرمانبردارى در بردبارى كردن بر جنگيدن هم ، برسد ؛ و فرمانبردارى در بردبارى كردن بر كارزارش ، فرمانبردارى كردن در بردبارى بر كار بد نيست ؛ زيرا فرمانبردارى كردنش در پايدارى و بردبارى كردن ، بر بردبارى بوده است ؛ آنچنان كه رزمندگان راه خدا بر آن بردبارى مىكنند ؛ و جدائى ميان او ، با بردبارى كردن رزمندگان ديگر در اين است كه ( حضرت ) حسين - بر او درود بادا - آگاهى داده شده بود ، كه ناگزير كشته خواهد شد ، و رزمندگان ديگر اين را نمىدانند .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 672
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٧٢