و دربارهء امير مؤمنان - بر او درود بادا - نيز همين را مىگوئيم ؛ زيرا او از كشته شدن ، و هنگام كشته شدن و از باز ايستادن از پيشگيرى كردن از جان خودش ، آگاه بود . و خداوند برتر از همه چيز ، او را آگاه گردانيده بود ، كه هرگونه باشد ، و هركار بكند يا نكند ، كشته خواهد شد ؛ پس مىشود بگوئيم ، با اين كه از هنگام ويژهاى كه در آن كشته شد ، آگاه بود ، چنين رويدادى در اينجا پيش آمد .
و كسى كه از روى ناخواهانى به گفتن سخن كفرآميز وادار مىشود ، بايد كنايهگوئى كند ، و آگهى دادن از آنچه را لفظ در آن آشكار است ، آهنگ نداشته باشد ؛ بلكه بايد چيزى را آهنگ كند كه از دروغگو بودن ، بيرون برود ؛ زيرا دروغ گفتن كار بدى است ، و از روى ناخواهانى هم گفتنش ، به هيچ گونه خوب نمىشود .
پس اگر بگويند : با اين كه بيشتر مردم پوشيدهگوئى را خوب نمىدانند ، شما چگونه مىگوئيد ، بايد كنايهگوئى كرد ؟
گفته خواهد شد : همه كس پوشيدهگوئى را خوب مىداند ؛ زيرا كنايهگوئى در دادوستدها ، و در گردش كارها ، شناخته شده است .
بالاتر از آن ، اگر روا باشد يكى از خردمندان كنايهگوئى را خوب نداند ، بايد خداوند برتر از همه آن كس ، كه ديگرى را از روى ناخواهانى به گفتن سخن كفر آميز ، ناچار مىگرداند ، از اين كار باز دارد ، تا نيازى نباشد كار بدى را كه جز با به دشوارى افكندن خود ، از آن گريزى نيست ، انجام بدهد .
و گروهى گفتند ، كسى كه پوشيدهگوئى را خوب نمىداند ، آشكار گفتن سخن كفرآميز را هم خوب نمىداند ، و بنابراين هركس به گفتن سخن كفرآميز وادار مىشود ، در خوددارى كردن از آن اگرچه كشته شود بايد بردبارى كند ؛ آنچنان كه اگر كسى را به ناخواه بر كشتن پيمبرى يا امامى وادار كنند ، بايد بر خوددارى كردن از آن ، بردبارى كند ؛ و هيچ پيمبر يا مؤمنى را بايد نكشد تا كشته شود .
و اما بخش سوم ، از كارهاى بد ، كه با ناخواه وادار شدن به آن هم ، دگرگون نمىشود ، مانند اين است كه كسى را به ناخواه وادار به كشتن مردم كنند ، و به كارهاى ستمگرانه فرمان دهند ؛ پس اگر با انجام ندادنش هم كشته شود ، بايد از آن خوددارى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 673
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٧٣