مىكردند ؛ زيرا آنان سر زدن اين كارها را نمىخواستند ، و جز پيشگيرى شدن و جلوگيرى كردن از تبهكارى ، چيزى را آهنگ نداشتند ، پس اگر زيانى پيش مىآمد ، امامان آن را آهنگ نكرده بودند .
و آن كسى كه مىگويد ، بدگوئى كردن و نمايان كردن بدى كار نادرست از كارهائى است ، كه پارهاى از همهء مردم بايد آن را انجام بدهند ، و چنانچه پارهاى انجام دادند ، ديگران نمىبايد انجام بدهند ، خود او مىگويد : بسا شود ، كار بدان بكشد كه جز بر يك نفر نباشد ، از كار نادرست ، جلوگيرى كند ؛ زيرا آنچه از بدگوئى كردن كار نادرست ، آهنگ گرديده سر نزدن آن كار است ؛ و چون هركس تكليف شده باشد ، با اين يكى كه در اين كار ، پيشتر گام نهاده ، همگى به يك چيز ، فرمان داده شدهاند ، پس همه بايد آن را انجام بدهند ؛ و هرگاه پارهاى از مردم ، براى انجام دادنش به پا خيزند ، اين حكم از ديگران برداشته مىشود ؛ و اين هنگامى است كه همهء مردم بر انجام دادن آن ، دست داشته باشند ، و چنانچه جز يك گروه ، يا يك نفر ، بر آن دست نداشته باشد ، خود او بايد آن را انجام بدهد . و بنابر آنچه ما نخست گفتيم ، نيازى به گفتن اين سخن نيست ؛ زيرا ما گفتيم هركسى جدا از ديگران خودش بايد آن را انجام بدهد .
بدان ، پارهاى از كارهاى نادرست ، اگر به ناگوارى و بدون خوشنود بودن به انجام دادنش وادار گردند ، اثرش بر پارهاى از روىها ، دگرگون مىشود ، و براى دگرگون شدنش بايد سه شرط فراهم آيند .
اول : اين كه از واداركننده بر جان بترسند .
دوم : كسى كه به ناخواه بر انجام دادن كار نادرست وادار مىشود ، نتواند از دست كسى كه او را ترسانده است ، رهائى يابد ، و كارى را كه به ناچار بر آن وادار گرديده است انجام ندهد .
سوم : كارى كه به ناخواه بر انجام دادنش ناچار گرديده ، از كارهائى باشد كه با ناچار انجام دادنش ، از بدى به خوبى دگرگون مىشود .
و هيچ پوشيدگى در اين نيست كه انجام دادن كارهاى نادرست ، براى ترسيدن
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 668
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٦٨