نابود شدن دارائى ، واجب نباشند ؛ و آنچه آشكار دانسته شده ، اين است كه بيم از دارائى به مانند ترس از جان نيست ، و واجب بودن آنها را از ميان نمىبرد .
اين سخن ، از آن رو گفتنى نيست ، كه هرگاه خداوند برتر از همه چيز ، بداند ، در پارهاى از زمانها ، يا بر پارهاى از روىها ، از پرستشهاى شرعى تبهكارى پديد مىآيد ، واجب بودن آنها را در همان هنگام از ما برمىدارد . و چون مىدانيم در هر هنگامى بايد آنها را انجام داد ، از اين آگاه مىشويم ، كه هيچگاه ، تبهكارى به آنها وابستگى نمىيابد .
پس هرگاه بگويند : از آيات قرآنى چنين آشكار مىشود ، كه خداوند بدگوئى كردن از كار نادرست را ، واجب گردانيده است ، و مىبايست بدون شك بدانيم ، همهگاه آنها را بايد انجام داد ، و بالاتر از آن هيچگاه تبهكارى از آنها پديد نمىآيد .
خواهيم گفت : ميان مردم دانا هيچ گفتگوئى در اين نيست ، كه بدگوئى كردن از كار بد ، با موجود شدن شرطى واجب مىشود كه تبهكارى در آن نباشد ، و هرگاه دانسته شود ، تبهكارى در آن مىباشد ، از اين كه بايد انجام داده شود ، و از خوب بودنش ، از هردو با هم ، بيرون مىرود ؛ اما پرستشها اين گونه نيستند ؛ زيرا همهء گروه مسلمانان ، بر آن گرد آمدهاند ، كه همه گاه ، بدون هيچ شرطى پرستشها بايد انجام داده شوند .
اما در نظر گرفتن شرط ششم نيز آشكار است ؛ زيرا تبهكارى بودن ، بدى كارها را فراهم مىكند ، و هركارى به گونهاى باشد كه آن كار را بد گرداند ، روا نخواهد بود در آن گام بردارند .
و نيز آنچه از بدگوئى كردن كار نادرست ، در نظر گرفته شده ، اين است ، كه كار بد سر نزند ؛ و هرگاه خود بدگوئى كردن از كار نادرست ، راهى براى سر زدن كار بد گردد ، خودبهخود ، بد خواهد شد ؛ زيرا آنچه از آن خواسته شده و در نظر گرفته شده است ، از ميان مىرود .
و در اين كه بدگوئى كردن از كار نادرست ، با روى دادن تبهكارى ، بد است ،
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 665
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٦٥