آن وجود ندارد .
و اگر بگويند : در اين آيه جنس آتش خواسته شده است ، و آن را به افروخته بودن و زبانه كشيدن كه در همهء آتشها هست ، وصف آورده است .
خواهيم گفت : ما اين را نمىپذيريم بلكه آنچه آيه در آن آشكار است چنين فراهم مىكند كه آن آتش ويژهاى باشد .
بالاتر از آن آنان ناچارند ، اين آيه را ويژگى دهند ؛ زيرا هرآتشى چنين نيست كه كافر روگرداننده از دين ، آنرا سوزاننده و بريانكننده گرداند ، و آنچه از آيه آشكار است ، چنين مىرساند ، كه اين آتش را جز كسى كه روگرداننده از دين باشد ، سوزاننده و بريانكننده نمىگرداند .
و اما وصف كردن روىها به اين كه بر آنها گرد و تيرگى موجود است ، و به اين كه آنان كافران و گنهكارانند ، نمىرساند ، روىهاى ديگرى كه بر اين گونه نباشند در آنجا نيست ، و بر روىهاى ديگر گرد و تيرگى ننشسته است ، يا نشان ديگرى دارند ، يا گرد بر آنها نشسته است و تودهها از سنگريزه آنها را نپوشانيده است .
و اما اين كه مىفرمايد :
« يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ »
تا آخر آيه ، پيش هيچكس فراگرفتن همه را نمىرساند ؛ زيرا اين لفظ ، جمع بدون الف و لام است ، پس مىشود از آن پارهاى را خواسته باشند ، يا سياهى ويژهاى در نظر گرفته شده باشد كه ، به اين روىها مىپيوندند ، و به روىهاى ديگر نمىپيوندند .
بالاتر از آن ، مىبايست هركس بدين آتش درآيد ، از دين برگشته باشد ؛ زيرا آنچه از آيه آشكار است ، همين است ، و اين را فراهم مىكند .
و اما اين كه خداوند فرموده است :
« وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ » *
از اين جلوگيرى نمىكند كه جز كافر ديگرى را فرا نگيرد ؛ آيا نمىبينى كسى كه خانهاى را مىگويد ، فراگير زيد است ، سخنش از اين جلوگيرى نمىكند كه آن عمرو را هم فراگير باشد .
بالاتر از آن ، آتش با پاسداران ، و نگهبانان فراگير دوزخيان است ، و با اين معنى