ناميده شوند ، بيرونند ، و هيچيك از مردم زباندان ، پس دادن سپرده ، و باز پرداختن وام را سپاسگزارى كردن از بخششهاى خداوند نمىگويند ؛ پس چگونه مىشود ، دست بازداشتن از آن ، كافر شدن باشد .
اما گفتار حسن بصرى كه گنهكار منافق است ، آن هم نادرست است ؛ زيرا منافق كسى است ، كه جز آنچه در درونش هست بنماياند ، و هركس نافرمانىهائى را كه با انجام دادنش سزاوار شكنجه شدن مىشوند ، آشكار نمايد ، او منافق نيست ؛ زيرا يهودى و نصرانى كه نافرمانىهائى از خود آشكار مىكنند ، و بدان كافر مىشوند ، آنان را نمىتوان منافق گفت .
پس اگر بگويند : اينكه خداوند برتر از همهچيز ، مىفرمايد :
« وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ ، فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ »
و مىفرمايد :
« فَأَنْذَرْتُكُمْ ناراً تَلَظَّى لا يَصْلاها إِلَّا الْأَشْقَى الَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّى »
و مىفرمايد :
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ ، تَرْهَقُها قَتَرَةٌ أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ »
و مىفرمايد :
« يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ ، وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ »
و مىفرمايد :
« وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ » *
و مىفرمايد :
« وَ هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ »
همهء اين آيهها مىرسانند كسى كه از او گناه بزرگ سر بزند ، كافر است .
گفته خواهد شد : دليل آوردن اين آيهها بر آن پايه است ، كه بگوئيم لفظهائى براى فراگيرى همهء افراد وجود دارد ، و ما در آنچه گذشت آشكار كرديم : هيچ لفظى نيست كه به فراگرفتن همهء افراد ويژگى داشته باشد ، و تنها براى آن باشد پس دليل آوردن اين آيهها ، از كار مىافتد ؛ و اگر هم براى فراگيرى همهء افراد ، لفظى موجود باشد ، بايد براى دليلى كه آن را مىرساند ، اين آيهها را در فراگرفتن همه آشكار ، بدانيم ، نه براى چيز ديگر .
اما اينكه خداوند ، مىفرمايد :
« فَأَنْذَرْتُكُمْ ناراً تَلَظَّى »
جز اين را نمىرساند كه از آتش افروخته تا اندازهاى كه زبانه بكشد ، و بدينگونه باشد ، كه جز دروغ پنداران دين و روگردانندگان از آن اين آتش را سوزاننده و بريانكننده نمىگردانند ، ترسانده شده است پس از كجا مىتوانند بگويند ، آتش ديگرى جز