مسلمانان بر كافر بودن كسى كه پيش آفتاب پيشانى بر زمين مىنهد ، گرد آمدهاند ؛ و براى همين گفتيم ، كفر در دلش پديد آمده است . و هيچ دليلى به پا نشده است ، كه هر كس بر گنهكارى استوار است ، كافر هم باشد ، تا از آن بدانيم كه كافر بودن در دلش موجود گرديده است ، و اگر يكى از گناهان آن كسى كه در گنهكارى استوار است ، كافر بودن باشد ، و يا گنهكار شدن كافر بودنش را برساند ، مىبايست ، خداوند برتر از همهچيز آن را آشكار گرداند ؛ و چون آشكار نگردانيده است ، مىرساند ، كه كار بر آنگونه نيست كه آنان گفتند .
بالاتر از آن ، چنانچه با انجام دادن اين گناهان كافر گردند ، بايد چيزهائى كه به كافر شدن مىپيوندد ، كه جلوگيرى كردن از ارث بردن ، و در گورستان مسلمانان به خاك سپردن ، و نماز خواندن بر او باشد ، به او هم بپيوندد . و اين سخن پيش ما سست است ؛ زيرا كسى كه با گروه اماميه ناسازگار باشد ، پيش ما كافر است ، و با اين همه هيچ يك از آنچه گفته شد ، به او نمىپيوندد ؛ و آنچه دربارهء كافران بايد رفتار شود ، براى همه يكسان نيست ، بلكه گوناگون است .
اما كسانى از گروه زيديه كه مىگويند هركسى در گناه كردن ، استوار باشد ، بخششهاى خداوند را ناسپاسى مىكند ، سخنش نادرست است ؛ زيرا او بخشش - هائى را كه خداوند برتر از همه چيز بر او كرده است ، نادرست نشمرده ، و با آنكه گنهكار است با زبان و دل به بخششهاى خداوند گواهى مىدهد .
پس اگر بگويند : ما اين را نمىگوئيم ، بلكه مىخواهيم بگوئيم او مىبايست ، از آن بخششها سپاسگزارى كند ، و بهراستى آگاه بودن از آن ، چنين فراهم مىكند ، كه از نافرمانىهايش دورى جويد .
خواهيم گفت : اين ناهمسانى در گفتن لفظ است ؛ و چگونه مىشود نافرمانى كردن ناسپاسى كردن از بخششها باشد ، و فرمانبردارى كردن سپاسگزارى از آنها نباشد ؛ زيرا سپاسگزارى گواهى دادن به بخششها ، در دل است ، با بزرگ دانستن آنها يا سخنانى از اينگونه كه بر زبان بگذرد . و فرمانبردارىهائى كه با اندامها بايد ، انجام داده شوند ، از گواهى دادن به دل ، و از اينكه آن فرمانبرداريها ، سپاسگزارى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 652
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٥٢