چهارم - صفت اراده
در قرآن كريم آمده است :
« إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ »
« 1 » پس اثبات اراده در اصل مستند به چندين آيه از قرآن است ؛ اما همان مشكلى كه در مورد صفت حيات پيش آمده بود ، براى صفت اراده نيز پيش آمده است .
زيرا آنچه از كلمهء اراده فهميده مىشود ، خواستن انجام شدن كارى است ، كه نيازى از آن برآورده شود ، و اين صفت با داشتن توانائى بر انجام دادن آن كار ، و آگاه بودن از مؤثر بودنش ، در بر طرف شدن آن نيازمندى ، به كار مىرود .
نس توانائى و دانائى و اراده همگى ، براى از ميان بردن نيازمندى مىباشد ؛ و چون خداوند پاينده و موجود هميشگى و بدون آغاز و انجام است ، هيچگونه نيازمندى برايش تصور شدنى نيست ، بنابراين براى اين صفت بايد معنى ديگرى جويا شد ، كه شايسته به هميشه پايندگى او باشد ، و از اين جهت گفتگوهاى بسيارى در مورد اين صفت پيدا شده است ، و چند چيز مورد گفتگو مىباشد ، كه در نتيجه چندين عقيده به بار آمده است :
1 - گفتگوى اول در اين است كه آيا صفت اراده وجودى است يا عدمى است ؟
2 - دوم اين كه آيا اراده همان علم است يا صفت ديگرى است ؟
3 - ديگر آن كه اگر صفت وجودى باشد آيا همراه با هدف است ، يا بدون هدف است ؟
4 - اختلاف ديگر اين است : با پذيرفتن اين كه صفت ديگرى به جز علم و با هدف هم باشد ، آيا خداوند ، در اراده كردن خود ، هدفى را مىخواهد كه سودش ، به ديگران برسد ، و يا هدفش چيز ديگرى ، به جز سود است ، نه سود رساندن به خود ، و نه سود رساندن به ديگران ؟
5 - به فرض آن كه صفت ارادهء خداوند وجودى باشد ، و نيز صفت ديگرى به جز علم باشد ، آيا اين صفت براى او تدريجى حاصل مىشود ، و در هر كارى يك ارادهء تازه برايش پديد مىآيد ، يا يك ارادهء بسيط هميشه برايش بوده است ، و همان يك اراده به همه كار وابستگى مىيابد ؟
هامش
( 1 ) سورهء هود آيهء 107 .