اللَّهِ ، يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ »
تا آنجا كه مىفرمايد :
« ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ » *
و بنا بر آنچه گفتند بايد شمارهء ماهها هم از دين باشد ؛ و چنانچه اين آيه را ، به معنى دين دارى بدانند ، ما هم آيهاى كه آنان آوردند ، به معنى چيزى مانند آن خواهيم شمرد ، و دليلى كه آوردند از كار ، خواهد افتاد .
بالاتر از آن ، كسى كه مىگويد ، ايمان داشتن انجام دادن همهء كارهائى را كه بايد ، انجام داده شود ، فرا مىگيرد ؛ و كارهائى كه انجام دادنش بهتر از ندادن است ، فرا نمىگيرد ، از آنچه آيه در آن آشكار است ، دست باز مىدارد ؛ زيرا اينكه خداوند برتر از همهچيز مىفرمايد :
« وَ يُقِيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّكاةَ »
كارهائى كه بايد انجام داده شود ، و آنچه انجام دادنش بهتر از ندادن است ، همه را فرا مىگيرد ؛ پس اگر روا باشد ايشان آيه را به معنى تازهاى از آنها بدانند ، براى ما هم درست ، مانند همان روا خواهد بود .
پس اگر بگويند : اينكه خداوند برتر از همهچيز مىفرمايد :
« وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمانَكُمْ »
، آنچه را گفتند ، نادرست مىگرداند ؛ زيرا آنچه از اين آيه خواسته شده است آنچنان كه مفسران گفتهاند ، نماز خواندن به سوى بيت المقدس است .
گفته خواهد شد : ما اين را نمىپذيريم ، بلكه مىگوئيم ، برابر با آنچه مردم زباندان از اين كلمه مىشناسند ، خداوند از آن راست باور كردن ، يا پذيرفتن دين را خواسته است ؛ و نمىتوان در مانند چنين چيزى به خبر دادن مردم انگشت شمارى بازگشت نمود ، و سخن كسى را پذيرفت كه گفتارش دليل نيست . سپس رواست كه از اين كلمه راست باور كردن ، يا فرمانبردارى كردن ، به خواندن اين نماز خواسته شده باشد .
پس اگر بگويند : اينكه خداوند برتر از همه مىفرمايد :
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ »
« الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ : أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا »
اين آيهها همان را كه ما گفتيم مىرسانند ؛ زيرا خداوند ، پس از آنكه همهء آنچه را پيش از اين