پس اگر بگويند : با ناسازگار بودن در شاخههاى دين چگونه كافر نمىشوند ، با اينكه اگر كسانى كه در ريشههاى دين ناسازگارند ، و همين ناسازگارى در شاخهها از آنان سر بزند ، پيش ايشان كافر شدهاند .
گفته خواهد شد : مىشود يك كار بر پارهاى از رويها سر بزند ، و شكنجه بر آن بيشتر گردد ، و تا جائى برسد ، كه آن كار كافر شدن باشد ؛ زيرا ما آشكار كرديم : كافر شدن كارى است ، كه شكنجهاش هميشگى باشد ؛ و مىشود كه همين كار ، بر روى ديگرى سر بزند كه شكنجهاش كمتر و نارساتر باشد ، و چون چنين چيزى روا دانسته شده است ، و ديدهايم كسانى كه در پارهاى از شاخهها ناسازگارند و در ريشهها نيز ناسازگارند ، ايشان بدون شك آنان را كافر گفتهاند ؛ پس ما بدون شك مىدانيم ، كه سرزدن ناسازگارى در شاخهها ، در اين كسانى كه در ريشه با هم ناسازگارى دارند ، بر روئى سر زده است كه بيشتر شدن شكنجهء آنان و هميشه بودنش را فراهم مىكند .
و سرزدن اين ناسازگارى از كسى كه بر اين گونه باشد مىرساند ، كه روىهائى پديد آمده است ، و كار براى همان روىها بزرگ مىشود ؛ و اين به مانند همان چيزى است كه گروه ما ، دربارهء فرمانبردارىهاى پيمبر - درود بر او و خاندانش بادا - مىگويند كه آن فرمانبرداريها ، بر روئى از او سر مىزند ، كه پاداشش از كارى كه از هريك ما ، سرمىزند بيشتر باشد ، هرچند آن كارها با آنچه ما مىكنيم يكسان و برابر باشد .
و باز به مانند چيزى است ، كه دربارهء جفتهاى پيمبر - بر او و خاندانش درود بادا - مىگويند ، كه فرمانبرداريها و نافرمانىهاى آنان پاداش و شكنجهء بيشتر دارد .
و بيشتر بودن آن ، براى روىهائى است ، كه بر آن سزاوار پاداش و شكنجهء بيشتر مىشوند .
پس اگر بگويند : چنانچه پارهاى از مسلمانان ، براى نمونه ، در شستن پاها ، يا در سه طلاق دادن ، يا در صفتهائى كه امامان بايد داشته باشند ، يا در خود امامان ، با مسلمانان ديگر ، ناسازگارى داشته باشند ، براى همين سبب ، بايد كافر نباشند .
خواهيم گفت : روا نيست ، هيچيك از امامىها در چيزى كه از روش آنان آشكار
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 638
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٣٨