و اگر پيش آيد ، يك گناه را با دو گناه ديگر بسنجند ، و يكى از آن دو ، شكنجهاش از اين گناه كمتر ، و از آن ديگرى بيشتر باشد ، در اين هنگام ، هم بزرگ و هم كوچك خواهد بود .
اما كفر : در زبان عرب پوشانيدن ( گفتار يا كردار ) يا پافشارى كردن در از ميان بردن آن است ؛ و در زبان مردم شرع كارى است ، كه با انجام دادنش سزاوار شدن شكنجهء زياد و هميشگى فراهم آيد . و كسى كه چنين كارى بكند ، از سوى شرع چيزهائى به او مىپيوندد ، مانند جلوگيرى شدن ، از ارث گرفتن ، و پيوند زناشوئى با مسلمان بستن ، و چيزهاى ديگرى به مانند اينها . و اينكه سرپيچى كردن از كدام فرمان ، كفر باشد ، از راه شنيدنىهاى شرعى دانسته مىشود ، و عقل در آن راهى ندارد ؛ زيرا اندازهء شكنجهها را جز از راه شنيدنىهاى شرعى نمىتوان دانست .
و همانا همهء گروه مسلمانان بر آن گرد آمدهاند ، كه فروگزارى كردن در شناختن خداوند برتر از همهچيز ، و در پى بردن به يگانگى ، و استوار كارى او ، و بر فروگزارى كردن ، در شناختن پيك خداوند ، كه درودش بر او ، و خاندانش بادا ، كفر است . و جز كسانى كه شناسائى خدا و پيمبر را آشكار و بىنياز از بدست آوردن مىدانند « 1 » هيچيك از مسلمانان در آن گفتگوئى ندارند ، و ما نادرستى سخن آن گروه را در اين باره آشكار كرديم و گفتيم چه شناختهائى آشكار و بىنياز از به دست آوردن هستند .
و ميان كسانى كه در دانستنىها فروگزارى مىكنند ، هيچ جدائى نيست ، چه آنها را هيچ ندانند ، يا در آن دو دل باشند ، و يا چيزهائى را باور كرده باشند كه از راه سست به دست آمده باشد ؛ زيرا كوتاهى كردن ، در كارى كه بايد انجام گردد ، همهء اينها را فرا مىگيرد . و بنابراين جبرپيشگان و كسانى كه خداوند را به چيزهاى ديگر مانند مىكنند ، همگى كافرند ، و كسانى كه وجود صفتهاى بلا آغاز را باور
هامش
( 1 ) اصحاب المعارف .