فسق : هركارى است كه با انجام دادنش از فرمانبردارى خداوند ، بيرون شوند ، و به نافرمانى او درآيند .
و ميان ايشان كسانى هستند كه مىگويند ، ايمان داشتن ، راست شمردن به دل و بهزبان هردو با هم است ، و كافر بودن نادرست شمردن به دل و زبان هردو است .
شيخ ما ابو عبد الله - خدايش بيامرزاد - بدان رفته است كه ايمان راست شمردن به دل و زبان و انجام دادن آنچه با اندامها بايد انجام گردد مىباشد . و روايت هاى ما كه از امامان - بر ايشان درود بادا - شناخته شده است ، همين را مىرسانند .
گروه معتزله گفتهاند : ايمان نام فرمانبرداريها مىباشد ؛ پس و اصل بن عطا و ابو الهذيل ، و ياران آنان ، بدان رفتهاند كه ايمان نامى است ، براى همهء فرمانبرداريها ، چه از كارهائى باشد كه بايد ، انجام داده شوند ، يا آنها باشد كه انجام دادنش بهتر از ندادن است ، و ديگران از ايشان گفتهاند ، ايمان نام فرمانبرداريهائى است ، كه بايد انجام گردند نه آنها كه انجام دادنش ، بهتر از ندادن است ؛ و پيش ايشان ايمان و اسلام و دين همگى يك چيز است .
فسق - پيش ايشان ، هرگونه نافرمانى است كه بر آن شكنجهاى سزاوار گردند ، و نافرمانيهاى كوچك را كه شكنجهء آنها بخشوده مىشود ، فسق نمىنامند .
كفر - پيش ايشان نام براى هركارى است كه شكنجهء بزرگ بر آن سزاوار گردند ، و بر كسى كه آن را انجام دهد ، دستورات ويژهاى بگذرد ، و كسى كه از او گناه بزرگ سر بزند ، پيش ايشان مؤمن نيست ، و كافر هم نيست ؛ بلكه او فاسق است .
گروه خوارج ، دربارهء ايمان نزديك به همان گفتار معتزله را مىگويند ، جز آنكه نافرمانىهائى را كه انجامدهندهاش گنهكار مىشود ، كفر مىنامند . و كسانى از ايشان هستند كه مىگويند گنهكار انباز گيرنده براى خداوند است .
فضيليه - هرگونه نافرمانى را ، چه كوچك يا بزرگ باشد ، كفر و انباز گرفتن براى خداوند ، مىنامند .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 640
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٤٠