كردهاند به مانند آنها كافرند ؛ زيرا باور كردن سخن نادرستشان دربارهء اين چيزها با شناسائى خداوند برتر از همهچيز ، و درستكارى و يگانگى و استوار كارى او ، كه به راستى باوركردنى باشند ، و از راه درست به دست آيند ، ناسازگارى دارد ، و دليل اين سخن آشكار است .
كفر : پيش گروه مرجئه ، بنابر آنچه سيد مرتضى - خدايش بيامرزاد - نظر آنان دانسته ، جز كار دلها ، نيست ( افعال القلوب ) و بنابر آنچه ما ، پس از اين آشكار خواهيم كرد ، كار اندامهاى بيرونى نمىباشد .
سيد مرتضى از گروه اماميه كه ياران مايند ، آورده است ، كه ايشان گفتهاند ، كفر ، فروگزارى كردن ، در به دست آوردن هرگونه چيزى است ، كه بايد دانسته شود ، چه بن ، و يا از شاخههاى مسلمانى باشد ؛ زيرا اماميه مىگويند ، كجروى در شناختن امام ، به مانند كج رفتن ، در شناختن پيمبر ، و يكتا دانستن خداوند ، كافر شدن است ، و همچنين كوتاهى كردن در دانستن فرمانهاى شرع كفر است ؛ چه در كارهائى باشد كه بايد انجام داده شوند ، يا آنها كه انجام دادنشان بهتر از انجام ندادن است ، و يا آنكه انجام دادن و ندادنش يكسان است ، و يا كارهائى باشد كه از آنها جلوگيرى شده است . و گروه اماميه هركس را كه در هريك اينها ناهمسازى داشته باشد كافر مىگويند ؛ زيرا راه دارا بودن همهء اينها دانا بودن به آنها است ، پس بنها به مانند شاخههايند .
سيد مرتضى ، از آنان آورده است ، كه همگى همين را پذيرفتهاند ، و گرد آمدن همهء اين گروهها بر هرسخنى دليل بر درستى آن است . او گفته است ، جز آن كه براى ناسازگار بودن در شاخهها ، هيچ گروهى از مسلمانان گروه ديگر را كافر نمىشمارند ؛ زيرا ميان ايشان در چيزهاى بسيارى از شاخهها گفتگوهاى آشكار هست ، و كسانى را كه با آنان ناسازگار باشند ، هرگاه در همهء ريشههاى دين ، برابر باشند كافر ندانستهاند ، و نگفتهاند از گروندگان به مسلمانى بيرون شدهاند . و چون بر گرد آمدن همگى بر هرسخنى بايد تكيه كرد ، هركس را كافر شمردهاند بايد كافر دانست ، و دربارهء كسى كه او را كافر نگفتهاند ، بايد از هرسخنى باز ايستاد .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 637
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٣٧