گروه زيديه ، گناهان بزرگ را ناسپاسى بخششهاى خداوند مىنهند ، و آن را نادرست شمردن ريشههاى دين و براى خدا انباز گرفتن نمىشمارند ؛ جز آنكه اين روش پيشينيان ايشان بوده است ، و كسانى كه پس از گذشتگانشان ، مىباشند ، درست به روش گروه معتزله مىگردايند .
دليل بر درست بودن آنچه ما گفتيم ، نخست اين است ، كه لفظ ايمان در زبان عرب راست دانستن است ، و بدون گفتگو كارهائى كه با اندامهاى برونى انجام مىشود ، ايمان نمىنامند .
و نيز دليل ديگر بر درستى آن ، اين است كه مىگويند : فلانى به چنين چيزى ايمان آورد ، و فلان كس بدان ايمان نياورد ، و چنين آهنگ مىكنند ، كه آن را راست دانست ، و خداوند برتر از همهچيز ، فرموده است :
« وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا وَ لَوْ كُنَّا صادِقِينَ »
.
اكنون كه ثابت شد آنچه در زبان عرب از اين كلمه برمىآيد همان است كه ما گفتيم ، بايد در هرجائى كه درك شدن آن معنى را فراهم مىكند ، در همان معنى به كار برده شده باشد .
و كسى كه مىگويد ، از آن معنى برگشته است ، بايد بر درستى گفتارش ، دليل بياورد ، و همانا خداوند برتر از همه چيز ، فرموده است :
« بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ »
و باز فرموده است :
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا »
-
« جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا »
و فرموده است :
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ »
و همهء اين آيات چنين فراهم مىكند كه بايد از لفظ همان معنى را كه برابر با زبان عرب است فهميد .
پس اگر بگويند : در آنچه پيروان شرع آشنا هستند ، معانى ديگرى وجود دارد ، كه در زبان عرب ، شناخته نشده بوده است .
خواهيم گفت : چنانچه ما را با آنچه از لفظ آشكار است ، وا گذارند ، ما با آن معنى آشنا هستيم ، كه از زبان برمىآيد ، اما براى دليلى كه يافت شده است ، از آن معنى دست باز داشتهايم ، و آن دليل در اينجا وجود ندارد .
و ميان گروه مرجئه كسانى هستند كه در به معنى ديگر بردن هرلفظى از آن