فصل سخن در نامها ، و چيزهايى است كه به آن وابستگى دارد « 1 »
فسق : در زبان عرب بيرون رفتن از چيزى است ؛ چنانكه هرگاه ، شكوفهء خرما بيرون شود ، مىگويند : « فسقت الرطبه » و موش را فويسقه مىنامند ؛ زيرا از سوراخش بيرون مىرود ، جز آنكه آنچه از اين كلمه شناخته مىشود ، به بيرون رفتن از كار خوب ، به كار بد ، ويژگى يافته است . و كسى را كه از كار بد بيرون شود و به كار خوب درآيد ، هيچگاه فاسق نمىگويند .
اما آنچه پيش ما از اين كلمه در زبان مردم شرع شناخته مىشود ، هرگونه سرپيچى كردن از فرمانهاى خداوند برتر از همه است ، چه نافرمانىهاى كوچك يا بزرگ باشد ؛ زيرا سرپيچى كردن از فرمانهاى خداوند برتر از همه ، پيش ما همگى بزرگ مىباشند ؛ و آنهائى را كه كوچك مىنامند ، هنگامى است ، كه با نافرمانىهاى ديگرى كه شكنجهء بزرگتر دارند ، سنجيده مىشوند ، و از اينرو آنها را كوچك مىگوئيم ؛ و هرگاه آنها را با گناهانى كه شكنجهء كمتر دارند بسنجيم آنها را بزرگ مىناميم .
هامش
( 1 ) اين فصل در مورد اختلاف در كفر و ايمان است و اصل منزلت بين المنزلتين گروه معتزله در اين باره است .