تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 623

مساهمون:

ص٦٢٣
مىكنيم . اما كسى كه گناه كرده و از ما دور باشد ، چنانچه از گناه كردن بازگشت نكرده باشد ، و از گناه او هم درگذشت نشده باشد ، او را سرزنش مىكنيم ؛ زيرا شدنى است ، يكى از اين دو چيز برايش ، روى داده باشد . اما كسى كه ايمان داشتن يا يكى از فرمانبرداريها را از خود ، نشان مىدهد ، به همين كه اين‌ها را از خود مىنماياند ، نمىدانيم سزاوار پاداش يافتن شده باشد ، يا نه ؛ زيرا هنگامى سزاوار دريافت كردن پاداش مىشود ، كه فرمانبرداريها بر رويهاى ويژه‌اى از او سر زده باشد ، و آن رويها از ما پنهان است ؛ پس سزاوار است ، براى ستودنش بگوئيم ، اگر برونش به مانند درونش باشد ؛ و اگر اين فرمانبرداريها براى چيزى از او سر زده باشد كه از آن‌رو سزاوار پاداش مىگردند . و نيازى نيست كه بگوئيم اگر گناهى از او سر نزده باشد ، كه فرمانبرداريهايش را نابود گردانيده باشد ؛ زيرا ما نابود شدن هريك از فرمانبردارى و گناه كردن با يكديگر را نادرست دانستيم . پس اگر نشانه‌اى بر ايمان برپا شد و دانستيم ، كسى كه فرمانبرداريها از او آشكار گرديده ، از گمراهى و گناه نگهدارى مىشود ، به يقين مىدانيم او سزاوار پاداش يافتن است ، و بىشك ، بدون هيچ شرطى او را مىستائيم .