پس هرگاه بگويند : بنابراين مىبايست مرگها سه بار باشد .
خواهيم گفت : چنين پاسخى نمىدهيم ؛ زيرا همهكس نمىبايست به اين جهان بازگشت كند ؛ و رواست ثابت كردن دو مردن در آيه ، آگهى دادن از كسى باشد ، كه به اين جهان بازگشت داده نمىشود .
بالاتر از آن آگهى دادن از سرزدن دو مرگ ، از اين جلوگيرى مىكند كه مردن يكى باشد ، اما از بيشتر بودن از دو مرگ ، جلوگيرى نمىكند . آيا نمىبينى گفته است ، دو بار ما را زنده گردانيدى و از زنده شدن بار سوم ، جلوگيرى نكرده است .
و كسى كه دردناكشدن در گور را ثابت مىكند ، ناگزير بايد ، سه بار زنده شدن را ثابت كند :
اول در خانهاى كه تكليف داده مىشوند .
دوم براى دردناك شدن در گور .
سوم براى روز رستاخيز .
پس آنچه را با ثابت شدن دو مردن ، ما بايد بپذيريم ، كسانى هم كه دربارهء شكنجه شدن در گور ، با ما ناسازگارى دارند ، براى ثابت كردن زنده شدن ، و براى فرود آمدن دو فرشته بر مرده ، بايد بپذيرند . و آن دو فرشته نكير ، و منكر نام برده مىشوند .
و نكير و منكر ، از ريشهء استنكار آمده است ؛ زيرا شكنجهشوندگان كارى را كه آنان انجام مىدهند ، نمىپذيرند ، و از آنان گريز دارند ، و براى شكافته شدن اين نام ، از انكار نيست « 1 » .
اما كسانى كه شكنجهشدن در گور را ، نمىپذيرند ، دو گروه مىباشند ؛ پارهاى از ايشان ، كسانى هستند كه آن را ناشدنى ، مىدانند ، و پارهاى از ايشان كسانى مىباشند كه مىگويند ، كار بدى است .
سخن هردو گروه ، نادرست است ؛ زيرا همهء مسلمانان بر آن گرد آمدهاند ، كه چنين چيزى ، خواهد سرزد . و گرد آمدن همهء مسلمانان بر آن از نشدنى بودنش
هامش
( 1 ) كه به معنى نادرست دانستن وجود آنها باشد .