تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
پس هرگاه بگويند : بنابراين مىبايست مرگها سه بار باشد . خواهيم گفت : چنين پاسخى نمىدهيم ؛ زيرا همه‌كس نمىبايست به اين جهان بازگشت كند ؛ و رواست ثابت كردن دو مردن در آيه ، آگهى دادن از كسى باشد ، كه به اين جهان بازگشت داده نمىشود . بالاتر از آن آگهى دادن از سرزدن دو مرگ ، از اين جلوگيرى مىكند كه مردن يكى باشد ، اما از بيشتر بودن از دو مرگ ، جلوگيرى نمىكند . آيا نمىبينى گفته است ، دو بار ما را زنده گردانيدى و از زنده شدن بار سوم ، جلوگيرى نكرده است . و كسى كه دردناك‌شدن در گور را ثابت مىكند ، ناگزير بايد ، سه بار زنده شدن را ثابت كند : اول در خانه‌اى كه تكليف داده مىشوند . دوم براى دردناك شدن در گور . سوم براى روز رستاخيز . پس آنچه را با ثابت شدن دو مردن ، ما بايد بپذيريم ، كسانى هم كه دربارهء شكنجه شدن در گور ، با ما ناسازگارى دارند ، براى ثابت كردن زنده شدن ، و براى فرود آمدن دو فرشته بر مرده ، بايد بپذيرند . و آن دو فرشته نكير ، و منكر نام برده مىشوند . و نكير و منكر ، از ريشهء استنكار آمده است ؛ زيرا شكنجه‌شوندگان كارى را كه آنان انجام مىدهند ، نمىپذيرند ، و از آنان گريز دارند ، و براى شكافته شدن اين نام ، از انكار نيست « 1 » . اما كسانى كه شكنجه‌شدن در گور را ، نمىپذيرند ، دو گروه مىباشند ؛ پاره‌اى از ايشان ، كسانى هستند كه آن را ناشدنى ، مىدانند ، و پاره‌اى از ايشان كسانى مىباشند كه مىگويند ، كار بدى است . سخن هردو گروه ، نادرست است ؛ زيرا همهء مسلمانان بر آن گرد آمده‌اند ، كه چنين چيزى ، خواهد سرزد . و گرد آمدن همهء مسلمانان بر آن از نشدنى بودنش
هامش
( 1 ) كه به معنى نادرست دانستن وجود آنها باشد .