تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
بپذيريم ، با هرگونه كافر بودنى سزاوار شدن شكنجهء هميشگى فراهم مىشود ، زيانى به گفتار ما نمىرسد ؛ زيرا همهء گروههاى مسلمان بر آن گرد آمده‌اند ، كه هرگاه كافر ايمان بياورد ، سزاوار بودن شكنجه‌اش از كار مىافتد ، چه بنابر ناسازگارى سخنى كه در اين باره هست بگوئيم چون بايد از كار بيفتد از ميان مىرود و يا براى اين‌كه به او بخشيده مىشود ، شكنجه از او برداشته مىشود ؛ و هميشه سزاوار بودن هردو ، با هم گرد نمىآيند ؛ زيرا در اين‌جا سزاوار شكنجه بودن از كار مىافتد . و اين‌كه گفتيم ، مؤمن كافر نمىشود ، هرچند كافر بودنش به ايمان داشتنش رسا نباشد ، براى اين است كه همهء گروههاى مسلمان بر آن گرد آمده‌اند ، كه هركس كافر شود . سزاوار اين است ، كه او را از خود برانند و از او بيزارى جويند و سزاوار هيچگونه بزرگ داشتن و بزرگ وانمودن نخواهد بود ، پس اگر روا بدانيم كسى كه ايمان آورده است ، كافر شود ، و كافر بودنش رسا به ايمانش نباشد بدان مىكشد ، ميان آنان كه از مسلمانى برگشته‌اند ، كسانى يافت شوند كه سزاوار بيشترين بزرگ وانمودن و بزرگ داشتن باشند ، و آنچه همهء مسلمانان بر آن گرد آمده‌اند ، به جز اين است . پس اگر بگويند : ما بسيارى از مؤمنان را مىبينيم كافر مىشوند و بسا مىشود ، بر كافر بودنشان بميرند و همانا خداوند برتر از همه چيز ، فرموده است :
« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ، ثُمَّ آمَنُوا ، ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً »
. خواهيم گفت : هركس از خود ايمان آشكار كند هميشه به‌راستى مؤمن نيست پس هرگاه ببينيم كسى كه از خود ايمان آشكار مىكرد اكنون كافر شده است ، به ما نشان مىدهد كه او هيچگاه مؤمن نبوده است ، و آنچه در آيه خواسته شده كسى است كه خودنمائى به داشتن ايمان مىكند ؛ زيرا او هم مؤمن ناميده مىشود ، آنچنان كه خداوند پاك در هرگونه ناروائى مىفرمايد :
« فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِناتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ »
. و چنان‌كه مىفرمايد :
« فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ » *
و از اين‌كه كسى خواسته شده كه خودنمائى به ايمان داشتن بكند .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 621 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى