و از بد بودنش ، هردو با هم پيشگيرى مىكند .
دليلى كه درستى سخن ما را مىرساند ، و نشدنى بودنش را از ميان برمىدارد ، اين است ، كه هرگاه مرده ، به زندگى بازگشت داده شود ، آنچنان كه پيش از مردن شكنجه كردنش ، شدنى بود ، پس از بازگشت دادنش نيز شدنى خواهد بود . و كسى كه آن را نشدنى شمرده است ، شايد گمان برده باشد ، هنگامى كه مرده است ، شكنجه مىشود ، و از اين روى ، آن را نشدنى مىشمارد ، و ما جز اين را آشكار گردانيديم .
اما تنگ بودن گور ، از شكنجه شدن جلوگيرى نمىكند ؛ زيرا رواست ، خداوند برتر از همهچيز ، آن را فراخ گرداند ، تا شكنجه دادن در آن شدنى گردد ؛ و اگر پارهاى از فرشتگان شكنجه كنند ، به فراخ بودن جاى شكنجه كردن نيازى نيست .
و هرگاه كسى سزاوار شكنجه شدن باشد ، رواست پارهاى از آن را در اين جهان و پيشتر انجام دهند . آنچنان كه دربارهء حدهائى كه جارى مىشود ، همين را مىگوئيم . و مىشود پيشتر انجام دادن آن ، براى نيك بودنش باشد ، تا از بيهودگى ، بيرون برود . و نيكو بودنش ، يا براى فرشتگان است ، و يا آگهى دادن به آن ، و آگاه گردانيدن از اينكه ناگزير شكنجه انجام خواهد شد ، براى ما ، نيك مىباشد .
پس اگر بگويند : هيچگاه مردهاى از گور بيرون كشيده نشده ، مگر آنكه به همانگونه كه بوده يافته شده است .
خواهيم گفت : براى شكنجه شدن مرده در گور ، هنگام ويژهاى نيست ، و مىشود كه هنگام بيرون كشيده شدن و آشكار گرديدن مرده براى ما ، با هنگام شكنجه شدنش ، برخورد نكند ، بلكه يكى از اين دو هنگام پيشتر از ديگرى باشد .
پس اگر بگويند : چنانچه مرده شكنجه گردد ، مىبايست ، خردمند و توانا بر سخن گفتن باشد ، و بايد سخنش شنيده شود .
گفته خواهد شد : ناگزير ، بايد خردش درست باشد ، اما نمىبايست بر آن گونه از سخن گفتن توانا باشد ، كه ما آن را بشنويم ، چه به اينكه هيچ در او توانائى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 626
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٢٦