بدان كه از هركس براى ما كار بد آشكار شود ، چه آن كار كافر شدن ، يا گناه كردن باشد ، هنگامى شرطهاى تكليف شدن در او باشد ، و ديگرى با نخواستن خودش او را بر آن وادار نكرده باشد ، به يقين مىدانيم ، او سزاوار شكنجه شدن است . اما هركس از خود انجام دادن فرمانبردارى آشكار كند چنين نيست كه بدانيم او سزاوار پاداش گرفتن است ؛ زيرا رواست درونش ، به جز برونش باشد .
و هنگامى كه از كسى كار بد آشكار شود ، چه كافر شدن يا گناه كردن باشد ، و با نشانههائى كه هست ببينيم بر آن كار پافشارى دارد ، و بدانيم از گناهش بازگشت نكرده است به يقين مىدانيم براى بازگشت كردن از گناه ، سزاوار بودن شكنجه شدنش از كار نيفتاده است ، اما خرد ، روا مىدارد ، سزاوار بودن شكنجه شدنش با درگذشت كردن از گناهش از كار افتاده باشد . پس اگر بر همانگونه كه خردمان روا مىداشت ، از گناهش درگذشت گردد ، مانده باشيم ، روا مىداريم ، سزاوارى شكنجه شدنش ، با درگذشت شدن از گناهش ، از كار افتاده باشد .
و اگر پس از رسيدن شنيدنىهائى از شرع باشد ، در آن كار بد مىنگريم ، پس اگر آن كار بد ، كافر شدن باشد ، به يقين مىدانيم ، سزاوارى شكنجه شدنش پابرجا مىباشد ، و مىدانيم از اين گناه درگذشت نمىشود ، و شكنجهاش از كار نمىافتد ؛ زيرا همهء گروه مسلمانان بر آن گرد آمدهاند ، كه سزاوارى شكنجه شدن ، براى كافر بودن ، با درگذشت كردن از آن گناه ، از كار نمىافتد .
و چنانچه نافرمانيش ، انجام دادن كار بد باشد ، و كافر بودن نباشد ، روا مىداريم ، شكنجه شدنش با درگذشت كردن از آن از كار افتاده باشد .
و هرگاه با درگذشت كردن از آن ، شكنجهاش از كار نيفتاده باشد ، روا مىداريم سزاوارى شكنجه شدنش با پشيمان شدن از گناهى كه از او سر زده است ، از كار افتاده باشد .
و هنگامى كه يكى از كافران را بدانيم ، سزاوار شكنجه و سرزنش شدن است ، و او پيش ما نباشد ، چنانچه از كافر بودنش بازگشت نكرده باشد ، او را سرزنش
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 622
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٢٢