تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
گردد ، و ما به جاى اين‌كه بگوئيم ، سزاوار مىشود كه پاداش هميشگى به او داده شود ، در جايش هنگامى كه پاداشش نابود نشده باشد مىگذاريم و سخنمان درست مىآيد . اما كسى كه براى سزاوار شدن پاداش هميشگى رسا بودن ايمان داشتن به كافر بودن را شرط مىداند سخنش نادرست است ؛ زيرا صفت‌هائى كه كارها از آن روى ، سزاوار شدن پاداش را فراهم مىكنند ، شرطهائى هستند كه روا نيست از آن كارها جدا باشند ، و نه آن‌كه از هنگام پديد آمدن آن كارها پس بيفتند و رسا بودن ايمان به كفر ، هنگام پديد آمدن ايمان از آن جدا مىباشد ، پس روا نيست رسا بودن ، شرط سزاوار شدن پاداش گردد ، يا علت آن باشد . پس اگر بگويند : در جدائى گذاشتن ميان كافر شدنى ، كه به ايمان داشتن رسا باشد ، با كافر بودنى كه به آن رسا نباشد ، بايد همين هميشگى بودن شكنجه را در يكى ، و هميشگى نبودن آن را در ديگرى بپذيريد . خواهيم گفت : اين را نبايد بپذيريم ؛ زيرا ما رسا بودن كفر به ايمان را شرط سزاوار شدن شكنجهء هميشگى نمىگذاريم ، و علت آن هم قرار نمىدهيم ؛ بلكه آن را نشانه‌اى براى چگونگى كسى مىدانيم كه سزاوار شكنجهء هميشگى مىشود ، و هنگامى كه كافر بودنش ، به ايمان داشتنش رسا نباشد به ما نشان مىدهد كه ، كافر بودنش در آغاز ، بر روئى سر زده است ، كه هميشگى بودن شكنجه‌اش بدان فراهم نمىشود ، و آن ايمانى كه كافر بودنش ، رسا به آن است ، نشان مىدهد كه در آغاز ، بر روئى سر زده است كه هميشگى بودن شكنجه‌اش را فراهم مىكند ؛ و نشان دادن ، اين نيست كه چيزى را بر آن‌گونه كه هست بگرداند . پس اگر بگويند : ما در رسا بودن ايمان داشتن به كافر بودن ، مانند همين را مىگوئيم ، و آن را نشانه‌اى مىنهيم ، كه بنماياند ، بر روئى سر زده است كه بدان سزاوار پاداش يافتن نمىشود ؛ زيرا رسائى به آن نداشته است ، و وارونه‌اش را هنگامى مىگوئيم كه به آن رسا باشد . خواهيم گفت : گرد آمدن همهء گروههاى مسلمان ، اين سخن را نادرست