مسلمانان برآنند ، كه كافر شدن پس از ايمان داشتن موجب شكنجه شدن هميشگى مىگردد پس شايستگى پاداش يافتن هميشگى و شكنجه ديدن هميشگى هردو ، در او گرد مىآيند .
و نيز چون گفتن به اينكه سزاوار بودن پاداش و كيفر ، يكديگر را نابود مىكنند ، نادرست گرديد ، و سزاوار بودن پاداش يافتن و شكنجه ديدن هميشگى با هم در او گرد آمدند ، پس ناگزير ، پاداش و شكنجه ، و شكنجه و پاداش از پى يكديگر خواهند آمد و همهء گروههاى مسلمان بر آن گرد آمدهاند ، كه شكنجه از پى پاداش يافتن نمىآيد ، و ميان آن هم در نمىآيد ، و پاداش گرفتن بريده نمىشود .
پس اگر بگويند : آيا ميان مردم كسانى نيستند كه بگويند ، كسى از خداوند چيزى بستانكار نمىشود ، پس چگونه مىگوئيد همهء مسلمانان برآنند ، كه سزاوار بودن پاداش ، هميشگى مىباشد ، با آنكه ميانشان كسانى هستند ، كه در سزاوار شدن پاداش ، رسابودن ايمان را به كفر ، شرط مىدانند ، همچنان كه شما در كافر بودن همين را شرط گرفتيد « 1 » .
خواهيم گفت : كسانى از بغداديان كه مىگويند هيچكس ، از خداوند برتر از همهچيز ، سزاوار گرفتن پاداش نمىشود ، مىگويند ، از روى دادگرى ، سزاوار آن نمىگردد ، اگرچه مىگويند از روى درست كارى و نيكوكارى و بزرگ - منشى او ، سزاوارش مىشود و گفتار ما در چيزى كه از آن روى ، سزاوار پاداش مىشود نيست .
و كسانى از جبرى مسلكان كه مىگويند هيچكس سزاوار گرفتن چيزى از خداوند برتر از همه ، نمىگردد ، آنان همگى با مايند .
بالاتر از آن كسى كه فرمانبردارى از او سر مىزند ، چون پاداش خودش را نابود نمىگرداند ، ناگزير ، بايد پاداشش به او رسانده شود ، و دربارهاش انجام
هامش
( 1 ) رسا بودن ايمان و كفر نسبت به يكديگر يا در كميت و به معنى آن است كه زمان ايمان داشتن به اندازهء زمان كفر باشد ، و يا از لحاظ شدت و ضعف و كيفيت است .