را براى امام نشانى گرداند ، تا دزدى را كه سزاوار دست بريدن از راه كيفر شدن است ، از كسى كه به راه آزمايش دستش را مىبرند ، جدا گرداند .
بالاتر از آن براى همهء آيهها مىتوان كافران را نمونه گرفت ؛ زيرا درگذشتن از گناهان همهء آنان پيشگيرى شده است .
مخالفان ما براى از ميان بردن درگذشت از گناه ، چنين دليل آوردند ، كه گفتند ، اگر خداوند از گنهكاران درگذرد ، پس از درگذشت كردن از گناهانشان از چند چيز ، بيرون نيست : يا آنان را درون بهشت مىفرستد ، و يا درون آتش مىبرد ؛ و يا نه در بهشت ، و نه به آتش مىفرستدشان ، پس اگر درون بهشت بردشان از اين بيرون نيست ، كه يا پاداش ، به آنان داده مىشود ، و يا داده نمىشود ؛ و چنانچه درون آتش ببردشان از اين بيرون نيست ، كه يا شكنجه مىشوند ، و يا نمىشوند .
و اگر نه در بهشت و نه در آتش باشند ، از اين بيرون نيست كه يا مىميراندشان و نيستشان مىكند ، و يا در خانهء ديگرى زنده مىمانند .
و آنچه مسلمانان بر آن گرد آمدهاند ، از اين كه ، در جاى ديگرى باشند ، جلوگيرى مىكند ؛ زيرا همهء مسلمانان برآنند كه در جهان پسين ، براى تكليف شدگان ، جائى نيست ، كه ميانهء بهشت و آتش باشد ؛ و نيز آنچه مسلمانان بر آن گرد آمدهاند ، از اين كه آنان درون بهشت برده شوند ، و پاداش نيابند ، جلوگيرى مىكند . و به همينگونه از اين كه به آتش فرستاده شوند و شكنجه نگردند جلوگيرى مىكند ؛ و از شكنجه شدن پس از درگذشتن از گناهانشان نيز جلوگيرى مىكند .
و پس از آن كه از گناهانشان درگذشت شده باشد اگر عقل از شكنجه - شدنشان جلوگيرى كند ، هيچ راهى نمىماند ، جز آن كه درون بهشت بروند ، و پاداش بيابند ، با آن كه سزاوار هيچ پاداشى نباشند ؛ زيرا شايستگى شكنجه شدن كه از گناهانشان پديد آمده است ، داشتن پاداش را نيست گردانيده است . و نمىشود ، از روى بخشش ، پاداش داده شوند ؛ زيرا پاداش دادن بدون سزاوار بودن
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 616
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦١٦