است كه پيش پارهاى از گروه مرجئه لفظ ده تا « عشره » مشترك ميان همهء آنها است ، پس اين گوينده ؛ شمارهها را با چيزهاى ديگر ، در اين خصوص برابر شمرده است . و چيزى كه سيد مرتضى - خدايش بيامرزاد - درستتر شمرده اين است كه چنانچه مشترك بودن لفظ در شمارهها ثابت گردد نمىبايست در چيزهاى ديگر هم ، ثابت شده باشد .
بالاتر از آن هرگاه گفته شود ، درخور بيرون كردن چيزى از لفظ اين است كه چيزى را از آن بيرون كنند ، و اگر از آن بيرون نكنند ، شايسته است در زير مفهوم آن باشد ؛ و چون در شمارهها بايد در آن باشد ، پس شايستگى بودن در آن ، با چيزى بيشتر از شايستگى در آن هست ؛ پس آنچه ما گفتيم كه قاعده در بيرون كردن چيزى از لفظ شايستگى بودن آن چيز در مفهوم لفظ است ، چون در پارهاى از جاها ، بايد اندازه بيشتر در آن باشد ، گفتار ما در هم نمىشكند ؛ زيرا در بايد بودن از شايسته بودن چيزى بيشتر هست .
و نمىتوانند بگويند ، اين سخن چنين فراهم مىكند ، كه بايد خوب باشد ، از لفظ نكره افرادى را بيرون كنند ؛ زيرا دليل بر نادرستى اين سخن آن است كه استثنا كردن افراد معرفه ، از نكره بدون گفتگو روا مىباشد . آيا نمىبينى خوب است بگويند ، مردانى را بزن ، به جز زيد را ، اما استثنا كردن نكره از نكره ، براى اين خوب نيست كه هيچ سودى نمىبخشد ؛ پس اگر براى نكره صفتى بياورند ، يا آن را تخصيص بدهند ، استثنا كردن ، خوب است ؛ زيرا با توصيف و تخصيص به معرفه نزديك ، مىشود . و رواست بگوئى گروهى پيش من آمدند ، به جز يك مرد زيرك ، يا خردمند .
نادرستى اين دليل ، كه از راه استثنا آورده شده است ، به اين آشكار مىشود ، كه بدون گفتگو ، خوب است ، يكى بگويد : گروهى از دانشمندان را ديدار كردم ، به جز زيد را ؛ يا بگويد ، گروهى از مشركان را مىكشم ، و هركه را بخواهد از آن بيرون كند ؛ و استثنا كردن ، نمىرساند ، كه لفظ گروه به معنى انبوه و فراگير همه است .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 607
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٠٧