به فلانى ده تا دادم ؛ آيا خوب نيست در همهء اينها بپرسند و بگويند : آيا همهء يك ماه را روزه گرفتى يا پارهاى از آن را ؟ و آيا همهء ده تا را دادى يا بخشى از آن را ؟
خواهيم گفت : پرسيدن ، جويا شدن ، براى دانستن و شناختن است ، و بنابراين پرسيدن خوب نيست ، مگر آن لفظ مشترك ميان هردو معنى باشد .
و اين كه گوينده مىپرسد ، آيا پدرت را زدى ، پرسيدن نيست ، بلكه بزرگ شمردن و بزرگ وانمودن كار او است ؛ آيا نمىبينى خوب نيست آشكار از او بپرسند آيا پدرت را زدهاى ، يا او را نزدهاى ؟ آن چنان كه اگر كسى بگويد ، غلامان خودم را زدم ، خوب است ، از او بپرسند آيا همهشان را زدى يا بخشى از آنان را ؟
اما لفظ ماه مشترك است ميان سى روز ، و بيست و نه روز ؛ و ده تا مشترك است ميان نه تا و ده تا . و براى همين است كه پرسيدن خوب است .
پس اگر بگويند : اگر لفظ هركسى « من » فراگير همهء خردمندان نباشد خوب نخواهد بود ، هيچ خردمندى را بيرون كنند ، با آن كه ما مىدانيم ، هر گويندهاى اگر بگويد ، هركس به خانهام درآيد ، او را گرامى خواهم داشت ، خوب است هريك از خردمندان را بخواهد از آن بيرون كند و لفظى كه پارهاى را از سخن بيرون مىكند چيزى را بيرون مىكند كه اگر آن لفظ نباشد ، بايد درون آن سخن و در زير آن باشد به اين دليل كه بد است ، چهارپايان را از لفظ هركس « من » بيرون كنند ، زيرا نبايد چهارپايان زير معنى هركس باشند .
خواهيم گفت : ما در اين سخن ناسازگارى داريم ، و مىگوئيم شرط بيرون كردن چيزى از حكم ، اين نيست چيزى را از آن بيرون كنند كه اگر آن لفظ نباشد بايد در زير آن معنى باشد ؛ بلكه مىگوئيم شرط بيرون كردن چيزى از مفهوم گفتار اين است كه اگر آن لفظ نباشد ، بودنش در آن حكم درست باشد ؛ پس بيرون كردن هريك از خردمندان ، براى اين خوب است ، كه رواست زير معنى هركسى باشند .
اما اين كه خوب است ، از لفظ ده تا ، يكى يا دو تا را بيرون كنند ، براى آن
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 606
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٠٦