آنان را ؟
آيا نمىبينى كسى كه بگويد ، هركس ، به خانهام درآيد ، او را خواهم زد ، خوب است از او بپرسند ، و او در پاسخ بگويد ، اگرچه فلانى باشد . و همچنين اگر بگويد با همهء دانشمندان برخورد كردم ، يا بگويد همهء بزرگان را گرامى داشتم ، خوب است از او بپرسند ، آيا همه را يا بخشى از آنان را در نظر دارى ؟ و اين گونه پرسش خوب نيست ، مگر آن كه لفظ ميان هردو معنى مشترك باشد ، به دليل اين كه اگر بگويد ، با مردى برخورد كردم ، يا بگويد دنبال اسبى رفتم خوب نيست از او بپرسند چه اندازه از آن را مىگوئى ، براى اين كه لفظ به يك فرد ويژگى دارد ؛ و چنانچه بگويد موجودى را ديدم ، و به چيزى نگريستم ، خوب است بپرسند شمارهاش چه بود ؟ زيرا لفظ مشترك ميان اندازههاى بىشمار است .
و نمىتوان از خوب بودن اين پرسش كردن ، در اينجا پيشگيرى كرد ؛ زيرا بدان مىكشد كه از خوبى پرسش كردن در همه جا پيشگيرى شود . و اين سخنى نادرست است .
پس اگر بگويند : پرسيدن از اين رو خوب است ، كه شنونده روا مىدارد گوينده ، مجاز گفته و بخشى از افراد را خواسته باشد .
گفته خواهد شد : چنين سخنى ، فراهم مىكند كه در همهء گفتوشنيدها ، پرسيدن خوب باشد ؛ زيرا روا خواهد بود ، در همهء گفتگوها ، مجاز گفته شود ، و چنين سخنى نادرست است ؛ براى اين كه مىدانيم ، در بسيارى از جاها پرسيدن بد است .
بالاتر از آن ، اگر گوينده ، درستانديش باشد و از معنى حقيقى به معنى مجازى بگردد ، بايد نشانهاى برايش بياورد ، و با نبودن نشانهاى براى معنى مجازى پرسيدن ، معنى ندارد .
پس اگر بگويند : آيا خوب نيست از كسى كه بگويد ، پدرم را زدم ؛ بپرسند و بگويند ، آيا پدرت را زدى ؟ يا از كسى كه بگويد ، يك ماه روزه گرفتم ، يا بگويد
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 605
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٠٥