است ، نه در كارهاى ديگرش .
و اين كه خداوند مىفرمايد :
« لا تَنْفَعُها شَفاعَةٌ »
از آنچه لفظ آيه در آن آشكار است ، دست باز داشتهاند ؛ زيرا همهء مسلمانان پذيرفتهاند كه شفاعت سودمند پذيرفته شده ، وجود دارد .
پس اگر از اين كه شفاعت كردن شكنجه شدن را از كار بيندازد ، جلوگيرى كنند ، ما از اين كه سودهاى بيشتر برساند ، جلوگيرى مىكنيم . و يا مىگوئيم از اين كه شكنجه شدن كافران از كار بيفتد ، جلوگيرى كرده است .
پس اگر بگويند : هيچ گفتگوئى در اين نيست كه رواست ، از خداوند برتر از همه چيز ، بخواهيم ، ما را از كسانى گرداند كه پيمبرش خواستار درگذشتن از گناهانشان مىشود ، پس اگر خواستار شدن درگذشتن از گناه ، شكنجه گرديدن را ، از كار بيندازد ، بايد از خداوند برتر از همه ، خواستار شده باشيم ما را از كسانى بگرداند كه گناهان بزرگ ، انجام مىدهند .
خواهيم گفت : اگر اين سخن درست باشد هنگامى كه از خداوند برتر از همه چيز ، درخواست مىكنيم ، ما را از كسانى گرداند ، كه از گناه بازگشت مىكنند ، و يا مىخواهيم از آمرزش خواهان باشيم ، بايد خواسته باشيم گناهان بزرگ از ما سر بزند ؛ زيرا بازگشت كردن از گناه و خواهان آمرزش شدن ، بدون انجام دادن گناه ، نمىباشد .
پس اگر بگويند : خواستار شدن آنها ، براى اين است ، كه اگر گناه بكنيم ، ما را از بازگشتكنندگان و آمرزش خواهان گرداند .
خواهيم گفت : هرچه در آنجا گفته شود ، همان را در شفاعت نيز حرف به حرف ، مىگوئيم .
پس اگر بگويند : شنيدنىهائى كه در بيشتر از جاهاى قرآن ، رسيده است ، از اين كه روا باشد خداوند از گناهان ، درگذرد ، جلوگيرى مىكنند ، مانند اين كه خداوند برتر از همه ، مىفرمايد :
« وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فِيها »
و باز مىفرمايد :
« وَ مَنْ يَظْلِمْ مِنْكُمْ نُذِقْهُ عَذاباً كَبِيراً »
« وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً