خواستار شدن او چيزى را پديد خواهد آورد ، كه به راستى براى همان سر مىزند .
دليلى كه مىرساند ، خواستار شدن درگذشتن از گناه ، به راستى از كار انداختن زيانها ، مىباشد ، اين است كه كار از سه چيز بيرون نيست : يا به راستى جز از ميان بردن زيان چيزى ديگر نيست ، و يا به راستى سود رساندن است ، نه چيز ديگر ، و يا آن كه هردو را فرا مىگيرد .
نخست درست است ، كه ما جوياى همان مىباشيم ؛ دومى اين را فراهم مىكند كه هركس از ديگرى خواستار از كار انداختن زيان ديگران شود ، او را خواستارشوندهء در گذشتن از گناه ديگرى نگويند . و هيچ گفتگوئى در اين نيست كه او را بدان مىنامند .
و دليلى كه سومى را بيهوده مىگرداند ، اين است كه هرگاه از خداوند برتر از همه چيز ، خواستار مىشويم كه ارجمندى پيمبر را - درود بر او و خاندانش بادا - بيشتر كند و پايههايش را بالاتر برد ، مىبايست ميانجىگرىكننده برايش باشيم و هيچ يك از گروه مسلمانان نه به راستى و نه به مجاز اين را به ما نمىگويند .
پس اگر بگويند : به چنين كسى از اين رو ميانجىگرىكننده ، نمىگويند كه بايد پايهء برترى داشته باشد ، و چون پيمبر - بر او درود بادا - بالاتر از ما مىباشد ميانجىگرى كننده برايش نيستيم ، آنچنان كه فرماندهان برايش نيستيم .
گفته خواهد شد : اين سخن نادرست است ؛ زيرا با كسى گفتگو كردن دو گونه است : يكى آن كه گوينده ، بايد پايهء بالاتر داشته باشد ، به مانند فرمان دادن و بازداشتن از كارى ؛ ديگرى برترى در آن شرط نيست ، مانند آگهى دادن ، پس آنجا كه بايد گوينده پايهء برتر داشته باشد اين شرط ميان گوينده با كسى است ، كه گفتگو با او مىكند ، و جز در آن جائى است كه گفتگو كردن ، آن را فرا مىگيرد ، و به آن وابستگى مىيابد .
آيا نمىبينى چون فرماندهنده بايد پايهء بالاتر داشته باشد اين شرط ميان فرماندهنده و فرمانبرنده است ، نه كسى كه فرمان به او وابستگى مىيابد ؛ زيرا گويندهاى به بندهاش مىگويد ، سردار را ديدار كن و نگهبان را هم ديدار كن ، و در
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 596
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٩٦