آيا نمىبينى ، كسى نمىگويد ، نگهبان به سالار فرمان داد ؛ و گفته مىشود ، از او خواهش كرد ، پس از اين دانسته مىشود كه لفظ خواستار شدن درگذشتن از گناه ، براى چيزى كه پيش از اين آورديم ، روا نيست گفته شود ، نه براى آن كه برترى پايه شرط باشد .
بالاتر از آن بسا باشد گفته شود كه براى خواستار شدن درگذشتن از گناه ، برترى پايه هيچ گاه شرط نيست ؛ و براى همين است ، كه پيمبر « درود بر او و خاندانش بادا » به بريره فرمود : ( انما انا شافع ) من ، خواستار درگذشتن از گناهش هستم پس از اين دانسته مىشود كه براى خواستار شدن درگذشتن از گناه برترى پايه شرط نيست .
و نيز دليل ديگرى كه اين سخن را آشكار مىگرداند آن است ، كه در هر گفتارى ، برترى پايه شرط باشد اين شرط ميان شخص ، با خودش درنمىآيد . آيا نمىبينى ؛ كسى نمىگويد ، فلانى خودش را فرمان داد ، و مىگويند ، براى خودش خواستار شد ، آنچنان كه مىگويند ، براى نيازمندى خودش ، خواستار شد ؛ پس از اين دانسته شد كه براى خواستار شدن ، برترى پايه هيچ گاه شرط نيست .
و چنانچه ما بپذيريم ، كه خواستار شدن ، در ، از كار انداختن زيان و بيشتر كردن سودها ، هردو به كار مىرود ، آن را به از كار انداختن زيان ويژگى مىدهيم ؛ براى اين كه پيمبر « بر او ، درود بادا » مىفرمايد : ( ادخرت شفاعتى ) شفاعت را براى گنهكاران مسلمان اندوختم ، و در حديث ديگر مىفرمايد : ( اعددت شفاعتى لاهل الكباير » شفاعت خودم را براى كسانى كه گناهان بزرگ مىكنند ، آماده گردانيدم ، و اين سخن در آنچه ما گفتيم آشكار است ؛ و گروه مسلمان اين حديث را به پذيرفتارى دريافت كردهاند .
و كسى نمىتواند بگويد ، اين حديث از خبرهاى آحاد است . و نمىتوانند بگويند آنچه از خواستار شدن ، در نظر گرفته شده است بيشتر گردانيدن سودها مىباشد ؛ و كسانى كه گناهان بزرگ انجام مىدهند ، از اين رو ، بدان ويژگى داده شدهاند ،
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 598
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٩٨