شكنجه شوند « 1 » بلكه روا مىدانيم خداوند از شكنجه كردن آنان در گذرد ، و شكنجهء آنان را به بخشش خود از كار بيندازد .
و اين را ما از آن رو گفتيم ، كه روا بودن درگذشتن از گناه را به حكم خرد آشكار گردانيديم و گفتيم سزاوار بودن شكنجه شدن با از كار انداختن كسى كه سزاوار شكنجه كردن است ، از كار مىافتد ، و در آنچه از شرع شنيده شده است چيزى نيست ، كه از درستى اين گفتار جلوگيرى كند ؛ زيرا ما همهء دليلهائى را كه در اينباره رسيده است جستجو كردهايم ، و چيزى نيافتهايم كه از آن جلوگيرى كند ؛ پس بايد آنچه به حكم خرد دانستهايم پابرجا باشد .
و بنابر درستى اين گفتار نمىبايست ، در شكنجه شدن كافران شك بياوريم ؛ زيرا آنچه از شرع ، شنيدهايم از آن جلوگيرى مىكند ؛ براى اين كه همهء مسلمانان بر آن گرد آمدهاند ، كه كافران ناگزير شكنجه مىشوند ؛ و درستى اين سخن از دين پيمبر - درود بر او بادا - آشكار دانسته شده است .
و نيز در اين گفتگوئى نيست كه پيمبر - بر او و خاندانش درود بادا - مىتواند ، براى گنهكاران خواستار در گذشتن از گناهانشان گردد « 2 » و او هم خواستار آن خواهد شد .
خواستار درگذشت كردن از گناه شدن ، به راستى اين است كه زيانهاى سزاوارى يافته شدهء كسى از كار بيفتد ، پس بايد بدون شك ، باور كنيم كه درگذشتن از گناه كسى كه سزاوار شكنجه شدن است ، و از گروه نمازگزار مىباشد روا خواهد بود ، بلكه بايد باور كنيم كه خواستار شدن درگذشت كردن از گناه ، براى گروهى كه اكنون شناخته نيستند ، - از پيمبر سر خواهد زد ؛ زيرا مىدانيم خواستار شدن از گذشت كردن از گناه - از پيمبر - درود بر او بادا - خواهد سر زد ، و مىدانيم
هامش
( 1 ) اين بحث دربارهء انكار خلود فاسق در جهنم است بر خلاف معتزله كه معتقد به خلود مىباشند .
( 2 ) گفتگو در شفاعت و نتيجهء حاصل از آن است كه مورد اختلاف گروههاى اسلامى مىباشد .