كه به سودها بيشتر نيازمند مىباشند ؛ براى اين كه پاداشهاى آنان با گناهان بزرگى كه كردهاند نابود شده است .
اين سخن از آن رو نادرست است ، كه ، خواستار شدن درگذشتن از گناهشان از اين بيرون نيست ، كه يا پس از باز ايستادن و بازگشت كردن آنان از انجام دادن گناهان بزرگ است ، و يا پيش از بازگشت كردن از آن است ، پس اگر نخست درست باشد ، بايد روا نباشد ، آنان را در آن زمان انجامدهندهء گناهان بزرگ بنامند ؛ زيرا آن نامى است كه براى سرزنش كردن گنهكاران است ، و آنان پس از بازگشت كردن از گناه ، هيچ سزاوار سرزنش شدن نيستند .
پس اگر در نظر داشته باشند كه آنان انجامدهندهء گناهان بزرگ بودهاند .
گفته خواهد شد ، در نظر گرفتن اين معنى دست بازداشتن از چيزى است ، كه از لفظ آشكار است .
و چنانچه دومى درست باشد ، آن هم روا نيست ؛ زيرا خواستار شدن سود براى كسى كه سود رساندن به او خوب نيست ، بد است . و كسىكه سزاوار شكنجه شدن باشد ، در زمانى كه بايد شكنجه شود ، خوب نيست هيچ سودى به او رسانده شود .
پس اگر بگويند : اين كه پيغمبر فرمود ، اندوخته كردم ، و آماده كردم ، زمان اندوختن را نشان مىدهد ، و آن به جز هنگامى است ، كه او خواستار درگذشتن از گناه مىشود ؛ زيرا در زمان اندوختن ، تكليف مىشدند ، و در اين زمان گناهان بزرگ انجام مىدادند ؛ و اگر پس از آن باشد كه از گناه كردن بازگشت كردهاند نام گنهكار ، از آنان برداشته شده است ، و پس از برداشته شدن اين نام ، خواستار شدن درگذشتن از گناهانشان ، سر مىزند .
خواهيم گفت : زمان اندوختن ، همهء زمانهائى را فرا مىگيرد ، كه خواستار درگذشتن از گناهان نشده است ، و كسى كه خواستار درگذشت از گناهش مىشود ، اگر گناهان بزرگ ، از او سر زده باشد ، بايد پيش از جدا شدن از اين جهان ، از گناه كردن باز گردد ، و پس از بازگشت كردن از انجام دادن گناه ، و پيش از خواستار شدن
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 599
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٩٩