و چنانچه بخواهى سخن كوتاه كنى خواهى گفت : شكنجه كردن سزا دادن خداوند برتر از همه چيز است ، و او مىتواند آن سزا را بدهد ، و بدان رفتار نمايد ، و با رفتار كردن به آن سزا ، زيانى هم به آن وابستگى مىيابد .
پس با از كار انداختن شكنجه ، بايد اين زيان هم از كار بيفتد ، به مانند از كار انداختن بدهكارى كه زيانهاى ديگر هم از كار مىافتد .
و چنان نيست كه با رفتار كردن ، به سزاى شكنجه دادن بايد سزاى پاداش گرفتن و تاوان دريافت كردن ، و ستوده شدن ، و سپاسگزارى شدن هم از ميان برود ؛ زيرا هيچ يك اينها زيانى نيستند كه با رفتار كردن به سزاى شكنجه شدن وابستگى داشته باشد .
اما سرزنش شدن چنين نيست ؛ زيرا سرزنش شدن زيان نيست و بنابر آنچه گذشت ، سزائى است كه براى سرزنشكننده و سرزنششونده هردو است .
اكنون كه دانسته شد ، سزاوارى شكنجه شدن با از آن در گذشتن خداوند از كار مىافتد ، و چون هيچ يك از روىهاى بدى ، در آن نيست ، پس بايد خوب باشد ؛ زيرا يكى از نيكى كردنها و سودرسانىها مىباشد ، و در هيچ يك اينها ، روئى از بدىها ، وجود ندارد ، تا آنجا كه جز خوبى كردن چيز ديگرى در آن نيست .
پس اگر بگويند : از كجا دانستيد ، در گذشتن از گناهان ، هيچ روئى از بدى ندارد .
خواهيم گفت : روىهاى بدى چنين شناخته شدهاند ، كه هركارى ستمكارى يا بيهودهكارى ، يا تباهىرسانى ، يا دروغ گفتن ، يا فريبندگى ، به انجام دادن كار بد باشد بد است ، و هيچ يك اينها ، در اين جا نيست ؛ پس بايد خوب باشد .
و اين كه گفتيم ، در گذشتن از شكنجه كردن ، تباهىرسانى ، يا فريبندگى به بدكارى نيست ، براى اين است كه در گذشتن از آن ، در جهان پسين سر مىزند و در آنجا ، تكليف داشتن ، و تباهىرسانى يافت نمىشود .
پس اگر بگويند : اميدوار كردن مكلف ، در اين جهان به در گذشتن از شكنجهها ، فريب دادن به گنهكارى است .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 587
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٨٧