گفته خواهد شد : اين سخن نادرست است ؛ زيرا ميان تكليفشوندگان كسانى هستند كه اگر اميدوارى در گذشتن از شكنجه ديدن نداشته باشند به انجام دادن كار بد نزديكتر مىشوند ، و پارهاى از ايشان كسانى هستند ، كه جز اين گونهاند ، پس چگونگىهاى آنان ناهمسان است .
پس اگر بگويند : هنگامى كه شخص تكليفشونده ، اميد به درگذشتن از شكنجه پيدا كند ، از انجام دادن كار بد ، بيش از بيش جلوگيرى نمىشود .
خواهيم گفت : چرا مىگوئيد بايد بيش از بيش جلوگيرى شود ، و اين سخنى است كه دليلى بر آن نيست ، پس از گفتن بيش از بيش جلوگيرى شدن ، چه مىخواهيد ؟ آيا بيشترين اندازهاى را كه فراهمشدنى باشد و بتوانيم ، مىخواهيد ؟
يا بيشترين اندازهاى را كه استوار كارى آن را فراهم مىكند ؟ پس اگر نخست را خواسته باشيد ، سخنى نادرست است ؛ زيرا اندازههاى بيش از بيش كه به آن جلوگيرى نشده ، و از آن ترسانده نشده باشد ، بسيار است ؛ و اگر دومى را خواسته باشيد ، چه دليلى هست كه برساند ، استوار كارى ، از ميان رفتن اميد را فراهم مىكند . و بنابراين مىبايست ، خداوند برتر از همه چيز ، به شمارهء پارههاى شكنجهها و چگونگى رسيدن آنها ، آگاهى داده باشد ؛ زيرا آگاهى دادن به آن ، به ناچار بيشتر جلوگيرى مىكند .
اكنون كه ثابت شد ، سزاوارى شكنجه شدن با در گذشتن از آن ، نابود مىشود ، پس در گذشتن از آن به اين گونه است ، كه بگويند ، شكنجه دادن زيد را از كار انداختم ، يا شكنجهاش را آسان گرفتم و بخشودم ، و به اين گفتار شكنجه و سختگيرى از كار مىافتد اما شكنجهء كنونى او از كار مىافتد ، و شكنجهاى كه به كارهاى آينده و پس از اين ويژگى دارد از كار نمىافتد ، و اين به مانند بستانكارى كردن وام است پس از پاك شدن و از كار افتادن آن .
و ميان مردم كسانى هستند كه مىگويند ، سزاوارى شكنجه شدن به گفتن اين سخن يا به اين كه اكنون شكنجه نكند ، با اين كه هماكنون شكنجه كردن خوب باشد ، از كار مىافتد ، پس هرگاه شكنجه نكند ، سزاوار بودنش از كار مىافتد ؛ و
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 588
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٥٨٨