تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
بيندازد ، سزاى ديگرى كه جدا از اين سزا ، و از آن ديگرى جز خداوند ، باشد ، از كار نمىافتد مانند بدهكارى او كه سزا براى ديگرى جز خداوند است و اگر دارنده‌اش آن را از كار بيندازد ، از كار خواهد افتاد ؛ زيرا او به اين صفت‌ها ويژگى دارد ، و درستى اين سخن از آن آشكار مىشود كه هركس گرفتن سزا و رفتار كردن به آن با او باشد ، با از كار انداختن خود او ، آن سزا از كار مىافتد ، و كسى كه نمىتواند به آن سزا رفتار كند ، با از كار انداختن او آن سزا از كار نمىافتد . آيا نمىبينى چيزهائى را كه كودك سزاوار گرفتن ، و رفتار كردن به آن مىباشد ، چون خودش نمىتواند آن را بگيرد ، و به آن حق رفتار نمايد ، با از كار انداختن او حقش از كار نمىافتد ؛ و كسى كه زير سرپرستى ديگرى است ، نيز به همين گونه مىباشد . اما كسى كه به ساليان خردمندى رسيده ، و خردش ، پرورش يافته است چون مىتواند ، آنچه را سزاوار دريافت كردن است بگيرد ، اگر از آن درگذرد حقش از كار خواهد افتاد . و چيزى كه به اين سخن درستى مىبخشد ، آن است ، كه از كار انداختن و رفتار كردن ، به اين حق ، پديد آوردن دگرگونى در آن است ؛ پس هركس بتواند ، پاره‌اى از دگرگونىها را در آن پديد آورد ، همهء دگرگونىها را مىتواند در آن پديد آورد ؛ و كسى كه پاره‌اى از دگرگونىها را نتواند ، در آن پديد آورد هيچ يك آنها را نمىتواند ، در آن پديد آورد . و اين كه گفتيم ، شكنجه كردن حق است ، براى اين است ، كه آنچه را خداوند دادنى مىباشد ، فرا نگيرد « 1 » مانند پرداختن تاوان و دادن پاداش كه هركس سزاوار گرفتن آنها از او باشد ، و از آن درگذرد ، از كار نمىافتند ؛ زيرا كسى كه سزاوار گرفتن آنها از خداوند ، باشد ، نمىتواند آن را از او بستانكارى كند ، و دريافت نمايد
هامش
( 1 ) مقصود شيخ تفاوت گذاشتن ميان دين با حق است ، بنابراين تاوان دادن و پاداش دادن به مانند بدهكار بودن اموال است ، و شكنجه كردن حق است و با پاداش و تاوان اختلاف دارد .