تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
پس او به مانند كسى است كه زير سرپرستى ديگرى باشد . و اين كه شرط كرديم در گذشتن از شكنجه كردن گنه‌كار ، به سزائى كه جدا از شكنجه كردن باشد ، وابستگى نيابد ، براى دورى جستن از اين است كه گنه‌كار سرزنش‌شدنى را كه بر انجام دادن كار بد ، براى بد بودنش ، سزاوار گرديده است ، از كار بيفتد ؛ زيرا سرزنش شدن پيرو شكنجه ديدن است ، و ما آن را نمىتوانيم از كار بيندازيم ؛ پس نمىشود سزاوار سرزنش بودن ، از ميان برود ، و شكنجه شدنش پا برجا بماند ؛ و اگر ما بتوانيم سزاوارى سرزنش شدنش را از كار بيندازيم ، مىبايست سزاوار شكنجه شدنش را هم بتوانيم ، از كار بيندازيم ؛ با آن كه شكنجه كردنش سزائى جدا از سرزنش شدن است ، و ديگرى جز ما مىتواند بدان رفتار كند . و اين كه گفتيم ، سزاى ديگر ، جدا از سزاوارى شكنجه كردن باشد براى اين است كه سزاوارى سرزنش شدن ، با در گذشتن از شكنجه كردن او ، از كار مىافتد ؛ زيرا سرزنش شدن پيرو شكنجه شدن است ، و به مانند سزاهائى است كه به بدهكارى وابستگى دارد ، و آن پس انداختن زمان پرداخت ، يا توانستن بهم زدن پيمان‌هاى ديگرى است كه به آن وابستگى داده شده باشد و چيزهاى ديگرى به جز اين دو است . و هرگاه بدهكارى از كار بيفتد ، آنها هم از كار مىافتند . و با از ميان رفتن شايستگى سرزنش شدن ، سزاوارى شكنجه ديدن ، از كار نمىافتد ؛ زيرا شكنجه شدن پيرو شايستگى سرزنش شدن نمىباشد . بالاتر از آن سرزنش شدن ، سزائى نيست كه براى ما باشد ، و چيز ديگرى در آن نباشد ؛ زيرا ما اين سزا دادن را از شرع ، پذيرفته‌ايم ، و به فرمان شرع آن را انجام مىدهيم ، و نيكو شدن دين ما در آن است ، پس گوئى سزائى براى ديگران است كه بايد ، به آنان بپردازيم . و نيز براى اين است ، كه شخص سرزنش شونده ، با سرزنش شدن ، از انجام دادن كار بد باز مىايستد ؛ پس به مانند حقى است كه او سزاوار دريافت كردن آن مىباشد ، و چنين نيست كه مانند بستانكارى به سود خود ما باشد و بس .
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 586 | الشيخ الطوسي / عبد الحسين مشكوة الدينى