تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
شكنجه را از كار نيندازد ، و بر آن سخت‌گيرى كند . دليلى كه درستى اين سخن را مىرساند ، آن است ، كه اگر هنگام بازگشت شدن از گناه مىبايست شكنجه از كار بيفتد ، از اين بيرون نيست كه يا براى بسيار سزاوار بودن پاداش بازگشت كردن از گناه ، شكنجه از كار مىافتد ، و يا از روى ديگرى است . پس اگر نخست درست باشد ، ما آشكار كرديم كه فرمان‌بردارى و نافرمانى ، يكديگر را از كار نمىاندازند « 1 » و سزاوارى شكنجه و پاداش بر آن دو نيز يكديگر را از كار نمىاندازند ، و چنانچه بازگشت كردن از گناه از اين روى شكنجه را از ميان مىبرد ، كه با بازگشت كردن از آن كوششى انجام گرديده است ، چه دليلى بر اين سخن داريد ؟ و ما آن را نمىپذيريم . پس اگر بگويند : چنانچه بازگشت كردن از گناه ، شكنجه را از كار نيندازد ، بايد تكليف كردن گنه‌كار ، به انجام دادن كار خوب ، بد باشد ؛ زيرا گنه‌كار ، با آن كه سزاوار شكنجه شدن است ، روا نيست سزاوار پاداش گرفتن باشد ، پس بايد راهى وجود داشته باشد ، كه شكنجه‌اش از ميان برداشته شده باشد ، تا از پاداشى كه دست‌رس او گذارده شده است ، سود ببرد ، و راهى جز اين نيست كه بازگشت كردن از گناه سزاوارى شكنجه شدن را از ميان مىبرد . گفته خواهد شد : چرا روا نباشد كسى كه سزاوار شكنجه شدن گرديده است به فرمان‌بردارى تكليف شود ؟ و با انجام دادن فرمانبردارى سزاوار گرفتن پاداش گردد ؟ پس دو سزاوارى برايش با هم گرد آيند ؛ و اين پيش ما روا مىباشد ، و در گذشته‌ها ما اين را آشكار گردانيديم . و اگر هم درست باشد كه بگوئيد دو سزاوارى ، با هم فراهم نمىشوند ، سخنى كه گفته‌ايد درست خواهد بود . اما با دست ، خار از درخت خاردار تراشيدن ، از آن آسانتر است ؛ و اگر درست باشد كه بگوئيد ، سزاوار بودن پاداش شكنجه را از ميان مىبرد ، يا شكنجه پاداش را ، پس از اين سخن فراهم نمىشود ، كه درستى سخنى بر خودش پايه‌گذارى شده باشد .
هامش
( 1 ) قبلا تحابط باطل گرديده است .