تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
سزاوار گرفتن مزد نخواهد شد ، و بايد روا باشد به او گفته شود ، تو كار خودت را ناچيز كردى ، و آن را نيست گردانيدى ؛ زيرا آن كار ، به جز بر آن روئى كه من فرمان دادم ، از تو سر زده است ، و از آن گونه كه سزاوار گرفتن مزدت مىشدى روگردانيدى ، و آشكار است كه او سزاوار گرفتن هيچ چيز نمىشود ، و كار خودش را نابود گردانيده است ، بلكه از آيه هم همين كه گفتيم در نظر گرفته شده است . و چون از دادن چيزى به مستمندان ، سزاوارى گرفتن پاداش حاصل مىشود ، و آن هنگامى است كه براى رو كردن به خداوند برتر از همه چيز باشد ، و اگر براى منت نهادن بر او باشد سزاوار گرفتن هيچ چيز نمىگردند ، و كار خود را نابود كرده‌اند . و همچنين آواز خود را بالاتر از آواز پيمبر - بر او و خاندانش درود بادا - برآوردن ، اگر از راه پاسخ دادن به خواندن او باشد ، سزاوار پاداش گرفتن مىشوند ؛ و چنانچه براى جز آن باشد ، به خودى خود نابود است ؛ و همچنين كسى كه جز خدا را با خدا پرستش كند و انباز او گرداند ، گفته مىشود ، كارش ناچيز است ؛ زيرا اگر پرستش خود را به تنهائى براى خداوند كه برتر از همه است ، روىآور مىكرد ، سزاوار پاداش گرفتن مىگرديد . اما دليلى كه مىرساند « 1 » در گذشتن از شكنجه كردن كسى كه سزاوار شكنجه شدن است ، خوب است ، اين كه شايستگى شكنجه كردن از آن خداوند برتر از همه چيز است ، و او مىتواند ، از شكنجه كردنش باز ايستد ، يا بدان شايستگى كه ويژهء او است ، رفتار نمايد . و چنانچه خداوند به اين سزا كه از آن او است ، رفتار نكند و آن را از كار
هامش
( 1 ) گفتگو براى باطل كردن عقيدهء گروه معتزله است ؛ زيرا آنان طبق قاعدهء وعد و وعيد منكر عفو مىباشند ، و مىگويند اگر شخص گنه‌كار ، بدون توبه بميرد ، بايد خداوند او را مجازات كند . و بخشودن در كار نيست . شيخ در اين جا با اين اصل سخن آنان را پاسخ گفته است كه رفع ، تابع وضع است ؛ و چون شكنجه كردن ، حقى مختص به خداوند است ، اسقاط اين حق هم براى او ثابت است نه ديگرى .