در خاطر يكى از بندگان پاك از هوا و هوس ، كه خدائى صرف باشد ، بيفكند ، كه با انجام دادن كارى شرايط مرموز تحقق يافتن آن كار ، و آشكار شدن آن اثر از طبيعت را فراهم كند و آن اثر را به تحقق رساند .
اما حوادثى كه زيانى از آن به گروه بسيارى و يا به فردى مىرسد ، و شر محسوب مىشود ، بنا به خلاصهء آنچه شيخ طوسى و محققان ديگر مىگويند ، شر نيست ؛ زيرا هر حادثهاى كه براى مردم بسيارى ، و يا براى يك فرد يا افرادى پيش مىآيد ، كه از آن رنج مىبرند چنين نيست كه به زيان همهء مردم آن دوران باشد ، بلكه گروهى از آن سود مىبرند ، و پارهاى از آن زيان مىبينند و آنچه به سود اكثريت ، و زيان اقليت باشد ، خير محض است .
يا گاهى اگر وقوع حادثهاى براى نسل حاضر رنجآور باشد ، براى نسلهاى آينده سودرسان خواهد بود ، و بنابراين باز براى اكثريت خير است .
نسبت به همين مردم حاضر نيز هميشه چنين است كه اگر از يك جهت به آنان زيان مىرساند از روى ديگر در آن كار سودى برايشان هست ، و چون سود بيشتر در نظر گرفته مىشود ، باز خير است . و با در نظر گرفتن اين جنبهها ، هيچ كار شرى در طبيعت تحققپذير نيست ، و خداوند موجود شرور نمىآفريند مگر آن كه شر از موجود فكر و انديشناكى سر بزند كه با بدانديشى ، و نادانى حاصل از كوتاهى كردن در كار خودش ، به فكر زيان رساندن به ديگران باشد و شرى بر پا كند ، و از آن شر پاگير خودش هم بشود ، پس شرور از جانب بندگان است ، نه از سوى خداوند .
زيرا خداوند ، بر هركار انجام شدنى توانا هست ، و كار شر هم كه هيچگونه سودى در آن نباشد ، نيز در توانائى اوست ، اما چون خداوند چنان كه گذشت متعهد و ملتزم به رفتار كردن با هركسى در خور سزاوارى و شايستگى اوست ، و بر خود واجب گردانيده است ، كه كار عادلانه انجام بدهد ، پس كار شر در توانائى او هست ، اما چون با تعهد ذاتى و صفت عدالت او ناسازگار است ، هيچگاه آن را انجام نخواهد داد .
در مورد كارهاى ارادى كه جانداران انجام مىدهند ، با چشمپوشى از جهت نيك يا بد بودن آن باز همان را بايد گفت ، كه در حال حاضر اين كارها از اراده و به خواست آنان انجام داده مىشود ، و از توانائى خودشان سر مىزند ، و از اين جهت نمىتوان آن را به خداوند نسبت داد ، اما از جهت اين كه خداوند آن را موجودى نيازمند آفريده و لازمهء نيازمند بودنش تكاپو كردن براى از بين بردن نيازمندىها است ، پس چون آفرينش آنان با اين خصوصيات مادى و طبيعى از كار خداوند است ،
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مترجم 57
مساهمون: الشيخ الطوسي
صمقدمهء مترجم ٥٧